اینکه جهیزیّه در اصل یک کمک همراه با محبت والدین به عروس و داماد است، برای راهاندازی یک زندگی مشترک نوپا و اینکه این کمک تبدیل شده به یک رسم و سنّت غلط که فکر میکنند از ساندویچساز و موکن (اپیلاتور) گرفته تا تلویزیون LCD شونصد اینچ را باید بخرند و جهازشان کم و کسر نداشته باشد و آبرومند بماند. اینکه چقدر هزینه و از آن مهمتر زمان تلف میشود برای خرید تمام این اقلام بماند. اینکه چهقدر اختلاف نظر و جنجال و ناراحتی در همین خریدها پیش میآید بماند. فقط این نماند که در آمریکا که قبلهگاه همان مرفهینی است که بیش از همه مصرفگرا هستند، آنقدر این مسائل بیاهمیت است که یک منزل با تمام وسائل و تجهیزات داخل آن خریداری یا اجاره میشود. بنابراین بحث خرید جهیزیّه و اسبابکشی و... کلاً منتفی است! (جز برخی اقلام ضروری، شخصی یا مورد علاقهٔ فرد) تغییر دکوراسیون در برخی مناطق بالاشهر و مرفه نیز بماند که خود حکایت خندهداری است!
پ.ن ۱: سوء تفاهم نشود! خانوادهٔ ما نیز در حال تهیّهٔ جهیزیّه هستند؛ ولی خدا را شکر تا حدّ امکان ساده و تولید داخل تهیّه میشود.
پ.ن ۲: خدا را شکر ادامهٔ خدمت منتقل شدم مشهد.
نامگذاری سال 91 به نام «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایهٔ ایرانی» به همراه رهنمودهای امام خامنهای در مورد حمایت از کالای ساخت داخل توسط مردم، میتواند تحولی اساسی در اقتصاد کشور به وجود بیاورد. چراکه متأسفانه غالب ما ایرانیها، عِرق ملی در حمایت از تولیدکنندههای داخلی خود را نداریم. قبول دارم و صحیح است که بسیاری از کالاهای خارجی از از کالاهای تولید ایران مرغوبتر و با فنآوری بالاتر است؛ ولی کالاهای بسیاری نیز وجود دارد که هیچ تفاوتی بین داخلی و خارجی آنها وجود ندارد و یا حتی در مواردی کالاهای داخلی کیفیت بالاتری دارند؛ ولی تنها به دلیل اینکه این تصویر ذهنی در ما شکل گرفته که کالای خارجی مرغوب است و کالای ایرانی کیفیت ندارد، به کالاهای خارجی گرایش بیشتری داریم. متأسفانه فروشندهها نیز به دلیل اینکه معمولاً قیمت کالاهای خارجی بالاتر است، تمایلی به برهم زدن این تصویر ذهنی ندارند و حتی برخی از آنها (که امیدوارم تعدادشان کم باشد.) با اطلاعات ناقص یا حتی اشتباهی که دارند و به مشتری میدهند به این تصویر ذهنی دامن میزنند.
به عنوان یک مثال ساده کالاهای تولید فراسو (Farassoo) را در نظر بگیرید که بسیاری از ما میدانیم محصولات آن (صفحه کلید، موشواره و...) از کیفیت بسیار بالایی در سطح بینالمللی برخوردار است و انصافاً حتی در مقایسه با کالاهای خارجی از جهات مختلف (زیبایی، کیفیت، کارآیی، دوام، قیمت و...) بهتر هستند؛ ولی در عین حال هیچ پافشاری و اصرار خاصی بر خرید محصولات با این مارک و عدم خرید محصولات خارجی در این زمینه نداریم. در حالی که به عنوان مثال در آمریکا به راحتی قابل مشاهده است که به عنوان مثال در مورد تلفن همراه، گوشیهای غیر از iPhone و Blackberry که کالاهای داخلی محسوب میشوند، گوشیهای خارجی نظیر Nokia، SonyEricsson و... هیچ جایگاهی ندارند. اگر یک مقایسهٔ ساده نظیر همان مقایسههایی که ایرانیها در خرید گوشی میکنند داشته باشیم، میبینیم که گوشیهای خارجی (خارج از آمریکا) بهتر از iPhone که در همان حدود قیمت باشد به وفور یافت میشود. منظور بنده این است که همان iPhone اگر ساخت ایران بود، این مقدار که در آمریکا از آن استقبال میشود در ایران استقبال نمیشد.
همین گوشی iPhone در ایران طرفداران بسیاری دارد که حاضرند بیش از یک میلیون تومان هزینهٔ جدیدترین نسخهٔ آن را که به بازار آمده بپردازند و آن را بخرند؛ آن هم نه به دلیل امکانات آن، (که همین امکانات را گوشیهای بسیار ارزانتر با چند صد هزار تومان اختلاف داراست.) بلکه به خاطر شیک بودن و برند آن. نکتهٔ جالب اینجاست که این قیمت بالا به دلیل قفلی است که این شرکت برای خارجیها قرار داده و دقیقاً همان گوشی که در ایران به قیمت بالای یک میلیون تومان فروخته میشود در داخل آمریکا به قیمت 199 دلار (حدود 200 هزار تومان) به فروش میرسد و اصلاً یکی از دلایل استقبال از این گوشیها همین قیمت پایین آن است. بنده اگر گوشیای را که به مردم آمریکا 200 هزار تومان فروخته میشود، به قیمت مثلاً 1 میلیون و 200 هزار تومان بخرم باید سرافکنده باشم و احساس حماقت کنم؛ نه اینکه به این و آن پز بدهم که ببینید من iPhone گران قیمت خریدهام!
علاوه بر فراسو تولیدکنندگان داخلی بسیاری وجود دارند که محصولات آنها قابل رقابت با کالاهای خارجی یا حتی با کیفیت بالاتر از آنهاست. بنده ممکن است بسیاری از آنها را نشناسم ولی بر حسب تجربه با برخی از آنها آشنایی دارم؛ مانند خودرو تیبا، تلفن همراه GLX، لوازم خانگی اسنوا (Snowa)، لوازم بهداشتی و آرایشی سینره (Cinere)، منبع تغذیه (Power) رایانهٔ Green، ابزارآلات و ماشینآلات محک (Mahak)، UPS و ترانس فاراتل (Faratel)، لوازم جوشکاری گامالکتریک و...
از قبل انقلاب و سنین جوانی با هم رفاقت داشتند. زمان جنگ با هم بودند. بعد از جنگ نیز سالها با هم کار میکردند.
ـ میخواهم پروانهٔ ساخت بگیرم. 25 درصد پیشپرداخت نقدی برای من سنگین است. شنیدهام شما میتوانید مجوّز بدهید که تمام مبلغ قسطی شود.
- این مجوّز فقط برای فقرا است.
- میتوانید بدهید؟
- شما که فقر نیستید.
- بله؛ ولی رفیق شما که هستم.
- گفتم برای فقرا؛ نه رفقا
-----
چندین سال پیش برای نمایندگی مجلس نامزد شده بود و رأی هم آورد.
حدود 1/5 میلیون تومان کمکهای مردمی جمع شده بود برای تبلیغات. آن مقدار که لازم بود هزینه شد و 300 هزار تومان اضافه آمده بود.
در حساب شخصیاش بود. قانوناً و شرعاً مالک آن بود.
همهٔ آن را به حساب انجمن اسلامی مهندسین برگرداند.
------
میگویند معاون شهردار 15 میلیون تومان حقوق دارد. او که 4 سال شهردار مشهد و چندین سال استاندار و... بوده، لابد چه زندگیای برای خود دست و پا کرده.
یک آپارتمان و یک پراید که جدیداً به تیبا تبدیل شد!
------
بلافاصله پس از دورهٔ شهرداری در پارک علم و فنآوری خراسان یک شرکت دانشبنیان تأسیس کرد. ولی دوباره و پس از اصرار زیاد دوستان نامزد نمایندگی مجلس شد.
او همان شهرداری است که پس از 30 سال جرأت کرد میدان شهدای مشهد را تغییر اساسی بدهد. همان استاندار قم و شهردار مشهدی که هر جا بود، به فکر تغییرات بنیادین بود و نه ظاهرسازی.
هاشم بنیهاشمی
پ.ن1: اگر قصد کمک یا فعّالیّت در ستاد ایشان را دارید، با رئیس ستاد، آقای مهندس مهدی کریمی تماس بگیرید: 97 70 311 0915
پ.ن2: شدیداً توصیه میشود به لیستها رأی ندهید! همانطور که امام خامنهای فرمودند یا خودتان تحقیق کنید و یا به فرد متدیّن مطّلع اعتماد کنید. (البتّه لیست مطالبه حکم همان متدیّن مطّلع را دارد!)
پ.ن3: اوّل اسفند اعزام به نظام وظیفه و خداحافظی موقّتی با خیلی چیزها از جمله وبنوشت آبی. شاید توفیق اجباری!
- تنور انتخابات ریاست جمهوری حسابی داغ شده و مردم به خیابانها آمدهاند. برخی مخالفین احمدینژاد شعار میدهند «هرچی جواد مواده، با احمدینژاده»
- انتخابات تمام شده و بحثهای سیاسی در مورد نتایج انتخابات و تقلَّب و جنبش سبز و... گل انداخته. با سبزها که بحث میکنی اوّل حرفشان این است که تقلَّب شده. بعد که هزار دلیل میآوری و دلایل آنها را که سطحی و دروغ از آب درآمده و همگی از ماهواره در ذهنشان کپی شده پاسخ میدهی، آخر حرفشان این است که آقا! در فرض هم اگر نتایج انتخابات درست باشد و تقلَّبی نشده باشد؛ باز هم اعتراض به نتایج انتخابات وارد است! چون اکثر رأیدهندگان به احمدینژاد از دهاتیها و پایینشهریها هستند. آنها که ماهواره و اینترنت ندارند پس نمیفهمند!
- بیداری اسلامی از فقیرترین کشورهای اسلامی آغاز شده و تازه بعد از یک سال جرقّههای آن در کشورهای نسبتاً مرفّه مشاهده میشود.
- جنبشهایی در غرب و در کلّ جهان به وجود آمده با نام جنبش 99 درصد. میگویند 99 درصد مستثمره در برابر یک درصد استثمارگر، 99 درصد فقیر نسبی در برابر یک درصد ثروتمند.
- «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم. (سوره القصص؛ آیه 5)
- میگویند ما چهطور به تو ایمان بیاوریم وقتی که «جوادها» به تو ایمان آوردهاند و طرفدار تو شدهاند؟! در شأن ما نیست وقتی پابرهانگان و کوخنشینان هوادار و پیرو تو هستند، ما کاخنشینان که بیشتر از آنها شعور سیاسی و فرهنگی و اقتصادی داریم و روشنفکر هستیم و نبض سیاست و اقتصاد در دستان ماست بیایم پیروی تو را بکنیم. «قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَکَ وَاتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ قَالَ وَمَا عِلْمِی بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّی لَوْ تَشْعُرُونَ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِینَ» گفتند آیا به تو ایمان بیاوریم و حال آنکه فرومایگان از تو پیروى کردهاند. (سوره الشعراء؛ آیه 111-114)
- «ای مستضعفان جهان! بپا خیزید و خود را از چنگال ستمگران جنایتکار نجات دهید. و ای مسلمانان غیرتمند اقطار عالم! از خواب غفلت برخیزید و اسلام و کشورهای اسلامی را از دست استعمارگران و وابستگان به آنان رهائی بخشید.» (امام خمینی (ره)- صحیفهٔ نور- ج ۱۱ صفحه ۲۷۵- ۱۳۵۸/۱۲/۲۱)
- جنبش 99 درصد همان جنبش مستضعفین، فقرا، پابرهنگان، کوخنشینان، به قول سبزها جوادها و به قول قدمای آنها «ارذلون» است.
ادامه مطلب...
همانطور که میدانید سلام (به معنی صلح و دوستی) و مصافحه (دست دادن و روبوسی) هر دو از دستورات مؤکد اسلام هستند که خود نشاندهندهٔ اهمیت مهر و محبت در این آئین است؛ به طوری که عرفا محبت را کلید طی مراحل عرفانی و سیر إلی الله میدانند.
در روایت جالبی آمده است روزی رسول حق، شیطان را میبیند که ضعیف و لاغر شده است! دلیل را جویا میشوند. شیطان میگوید شش خصلت در پیروان تو وجود دارد که سخت مرا آزار میدهد. اول از همه اینکه هرگاه به هم میرسند سلام میکنند. دوم اینکه مصافحه میکنند. همینطور خصلتهای بعدی که انشاءالله گفتن، استغفار، صلوات فرستادن و بسم الله الرحمن الرحیم گفتن در آغاز هر کار هستند. (راجع به بسم الله گفتن، استاد الهی قمشهای تعابیر زیبایی در سخنرانیهای مختلف خود دارد.) همینطور در حدیث زیبای دیگری از امام باقر (ع) آمده که وقتی دو نفر به یکدیگر دست میدهند، دست خدا بین دستان آنهاست.
حال این فرهنگ زیبا و محبتآفرین را مقایسه کنید با فرهنگ کثیف غرب در این زمینه که مرد و زن نامحرم وقتی به یکدیگر میرسند دست میدهند و روبوسی میکنند؛ ولی دو مرد که به هم میرسند تنها میتوانند یک دست به قول خودشان با حالت کسب و کارانه (Business Handshaking) بدهند و اگر دو مرد در یک روز بیش از دو بار با هم دست بدهند، خود آنها و اطرافیانشان متوجه میشوند که آنها همجنسباز هستند!
ابتدا گمان میکردم چند روزه تمام میشود. ولی با تجربه ای که از روندهای اداری داشتم خواستم بدبینانه به قضیه نگاه کنم و حدس زدم شاید 6-7 روز زمان ببرد. اما هیچوقت گمان نمیکردم بیش از یک ماه طول بکشد!
چند معاینه و اظهار نظر پزشک متخصص لازم بود برای طی مراحل اداری معافیت پزشکی نظام وظیفه. این جریان فقط قسمتی از مراحل معافیت پزشکی بود.
برای اینکه به مشمولان نمیتوانند اعتماد کنند و ممکن است تقلب شود (که واقعیت این است که اگر اعتماد کنند حتماً تقلب میشود!) برای انجام معاینات فقط به یک بیمارستان میتوان مراجعه کرد. بیمارستان ثامن الأئمه که برخی آن را به نام بیمارستان ناجا میشناسند.
ایضاً چون نمیتوانند به مشمولان اعتماد کنند و ممکن است برخی تمارض کنند و دروغ بگویند. (که واقعاً تمارض وجود دارد و امری خیالی نیست.) هیچ نوع بیمهای از مشمولان پذیرفته نمیشود و بایستی هزینهٔ آزاد برای انجام تمامی معاینات، آزمایشها و... پرداخت شود.
خلاصه سرتان را درد نیاورم. بیش از یک ماه، هر چند روز یک بار، یک روز اداری کامل را مرخصی میگرفتم و به بیمارستان میرفتم. از عمری که تلف شد بگذریم، هر روز به اندازهٔ حداقل حقوق قانون کار یک روز اداری ضرر متحمل شدم و حداقل 200 هزار تومان نیز برای انجام معاینات، آزمایشها، اکو و MRI پرداخت کردم.
از هیچکدام از اینها شکایتی نداشتم، چون فکر میکردم شکایتم به جایی نمیرسد؛ ولی طرز برخورد پرشکان مغرور این بیمارستان (نه همهٔ آنها؛ ولی بیشترشان) برایم قابل تحمل نبود. خودم به درک! بقیهٔ مردم نیز مشکلات مشابه من را داشتند. درک نمیکردم چرا هیچکس چیزی نمیگفت؟
میدانستم با هر که موضوع را در میان بگذارم، میگوید آقا نکن! مگر دیوانهای؟! معافت نمیکنند! اعزامت میکنند به ناکجاآباد! بنابراین به کسی نگفتم (جز همسرم) و شروع کردم به تایپ کردن نامه که از مشکلاتی که الآن نوشتم چیزی نگفتم. فقط از وضع بد نوبترسانی و برخورد زنندهٔ پزشکان، آن هم با شرح دقیق یک مورد برخورد که به شدت ناراحتم کرده بود؛ نوشتم.
اتفاقاً روز آخر خانمی برای نظرسنجی آمده بود. لحظههای آخر، قبل از اینکه نوبتم برسد تا آخرین معاینه انجام بشود، مأمور نظرسنجی به من رسید و فرم نظرسنجی را پر کردم و نامه را هم به او دادم.
پس از حدود یک هفته از نظارت بیمارستان تماس گرفتند و گفتند رئیس بیمارستان دستور داده تحقیق کنیم!
برای امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر کافی است تا واجب بشود. پس بر همهٔ ما واجب است.
ممکن است هزار دلیل بیاورید که آقا فایدهای ندارد، اعتراض ما به جایی نمیرسد و... ولی من میگویم کوتاهی از خود ماست. به خصوص ماحزبالهیها!
اگر عامهٔ مردم غری بزنند و انتقادی را به گوش مسئولین نرسانند (به هر دلیلی) اگرچه خوب نیست ولی امری طبیعی است. ولی کسی که ادعای مذهبی بودن و حزب الهی بودن دارد چهگونه میتواند انتقادی نکند، ناراحتی و ظلم به مردم را ببیند و ساکت بنشیند؟ مگر امر به معروف و نهی از منکر در دین ما واجب نشده؟ چه منکری بالاتر از ظلم به مردم و چه معروفی بالاتر از خدمترسانی بهتر به مردم در جکومت اسلامی؟
چه کسی باور میکرد آن موج گستردهٔ اعتراض بر علیه رژیم شاهنشاهی به راه بیفتد؟ چه کسی باور میکرد انقلاب اسلامی پیروز شود؟ چه کسی باور میکرد نظام جمهوری اسلامی با آن استقبال عظیم و اکثریت قاطع بیش از 98٪ انتخاب شود؟ چه کسی باور میکرد ایران در برابر جنگافزارهای همهٔ جهان استکبار بایستد و از یک وجب خاک خود نگذرد؟ چه کسی باور میکرد دعای مظلومانهٔ مادران این سرزمین که همنوا با امامشان میگفتند «صدام نابود میشود، جمهوری اسلامی پیروز میشود» تحقق یابد و صدام توسط حامیانش کشته شود؟ چه کسی باور میکرد لبنان و غزه، هر دو، در دو جنگ پیاپی رژیم اشغالگر قدس را شکست دهد؟ چه کسی باور میکرد موج بیداری اسلامی به این گستردگی و عظمت به راه بیفتد؟ چه کسی باور میکرد انقلاب مردم تونس و مصر و لیبی پیروز شود؟ چه کسی باور میکرد حسنی مبارک (یار غار صدام و نوکر استکبار) به قفس بیفتد و محاکمه شود؟ چه کسی باور میکرد قذافی در بیابانها فراری شود؟* چه کسی باور میکرد پیشبینی امام خامنهای پس از مدت کوتاهی تحقق بیابد و موج بیداری به اروپا کشیده شود؟ چه کسی باور میکرد موج بیداری جهانی بر علیه نظام سرمایهداری در جهان، با این عظمت به راه بیفتد؟
چه کسی باور میکرد ایران به قدرت اول منطقه تبدیل شود؟ چه کسی باور میکرد ایران، توسعه یافته و ابرقدرت شود؟ چه کسی باور میکرد فلسطین آزاد شود و رژیم اشغالگر قدس نابود شود؟ چه کسی باور میکرد انقلاب مردم یمن و بحرین و اردن و عمان و قطر و عربستان و... پیروز شود؟ چه کسی باور میکرد حکومت بزرگ اسلامی به رهبری امام خامنهای تشکیل شود؟** چه کسی باور میکرد نظام سرمایهداری در سرتاسر جهان فرو پاشد؟ چه کسی باور میکرد آقا ظهور کند؟
* هنگام نگاشتن این مطلب هنوز قذافی کشته نشده بود؛ که کاش از کشته شدنش (مانند صدام و بنلادن و...) جلوگیری میشد، تا پرده از بسیاری از حمایتها و روابط بردارد.
** امام خامنهای در جمع مردم گیلان غرب (23/7/1390): «من تردیدى ندارم که آینده متعلق به اسلام است، آینده در قلمرو اسلام است و شما جوانها انشاءاللَّه به توفیق الهى آن روزى را که پرچم اسلام در همهٔ این مناطق به اهتزاز دربیاید و یک مجموعهٔ متحد اسلامىِ مقتدر و با عزت تشکیل بشود، خواهید دید.»

