سید حسن کریمی

وب‌نوشت سید حسن کریمی

بیوتن

ساعت 4 صبح "بیوتن" رضا امیرخانی را تمام کردم. باید اعتراف کنم این کتاب بیشتر از هر کتاب دیگری بر من تاثیر گذاشت. نمی دانم چرا، ولی با شخصیت "ارمیا" که همین چند ماه پیش در کتاب "ارمیا" خوانده بودمش و فکر می کردم مرده، بدجوری ارتباط برقرار می کردم!
گاهی با خودم می گفتم "باید با خدا حرف بزنم"! گاهی آرزو می کردم یک اتفاق ناگواری برای خشی و بیل بیفتد! و گاهی نیمه ی سنتی و مدرن مغزم با من حرف می زدند! بین خودمان بماند ولی چند بار احساساتم بدجوری غلیان کرد، اگرچه ممکن است به جوگیر شدن متهم شوم! و جالب اینجاست که با وجود تلخ بودن داستان، طنز در همه جای آن نهفته است.
فلش بک ها و سیال بودن داستان درست مثل "من او" فوق العاده و هوشمندانه بود. واقعا باید به استعداد آقای امیرخانی آفرین گفت. اکثر صحنه های داستان چند لایه و بسیار عمیق اند و گاهی دو یا چند معنی را می توان از آن ها برداشت کرد.

http://hajiabady.googlepages.com/amirkhani-192.jpg


ادامه مطلب
+ سیّد حسن کریمی ; ٥:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/۱٧
comment نظرات ()