سید حسن کریمی

وب‌نوشت سید حسن کریمی

فقط اصولگرایان بخوانند!

در این‌که گذشته باید آسیب‌شناسی شده و با برطرف کردن نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت پیروزی‌های آینده را به وجود آورد، شکی و بحثی نیست. ولی این‌که همه را به باد انتقادهای تند و ناجوانمردانه بگیریم، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه باعث تضعیف بیشتر اصولگرایان می‌شود. برخی تقصیر را گردن ولایتی می‌اندازند؛ که ایشان به عهدی که بسته بود وفا نکرد و کنار نرفت. برخی نیز جلیلی و حامیان ایشان را مورد هجمه قرار داده‌اند و تا آیت الله مصباح نیز تاخته‌اند! پیروزی روحانی دلایلی دارد که فعلاً قصد پرداختن به آن‌ها را ندارم. ولی در مورد عدم پیروزی اصولگرایان توجه به برخی نکات ضروری است. 
۱- میثاق ائتلاق آقایان ولایتی، حداد و قالیباف این نبود که تنها هرکس در نظرسنجی‌ها رأی بالاتری داشت خروجی ائتلاف باشد. بلکه این میثاق دو بال داشت. یکی نظرسنجی و یکی حمایت جامعتین. وقتی جامعهٔ روحانیت مبارز، جامعهٔ اسلامی مهندسین، حزب مؤتلفه و... همگی از ولایتی حمایت کردند، ایشان ملزم به کنار کشیدن به نفع قالیباف نبودند. 
۲- قرار آقایان ولایتی، حداد و قالیباف این بود که تنها در صورتی که احساس کنند، احتمال دارد اصلاح‌طلبان پیروز شوند، به نفع یک نفر کنار بکشند. ولی تمامی نظرسنجی‌ها تا دو روز قبل انتخابات رأی نامزدهای اصلاح‌طلب را بسیار پایین نشان می‌داد. اگرچه می‌شد نتیجه را حدس زد. چنان که بنده که حرفی برای گفتن در عالم سیاست ندارم، از ابتدای تبلیغات انتخاباتی می‌گفتم اگر عارف به نفع روحانی کنار بکشد، به احتمال زیاد روحانی پیروز خواهد شد. 
۳- منظور از دو مورد قبل این بود که این جوی که بر علیه ولایتی ایجاد شده بود که ایشان به عهد خو پایبند نبودند صحت نداشت. ولی نظر شخصی بنده این است که اصلاً معیار نباید نظرسنجی باشد؛ چراکه نظرسنجی‌ها قابل اعتماد نیستند. مگر اینکه در آینده ساز و کار دیگری برای نظرسنجی ایجاد شود. اگر این ادعا وجود دارد که باید به نظر‌سنجی‌ها اعتماد کرد، پس چرا در همین انتخابات اخیر نتایج نظرسنجی‌ها درست از آب در نیامد؟! مگر آقای قالیباف در تمام نظرسنجی‌ها با اختلاف بسیار زیاد از روحانی جلو نبود؟! به نظر می‌رسد ساز و کار نظرسنجی‌ها (به خصوص نظرسنجی‌های اینترنتی) اساساً ایراد دارد. 
۴- اگر قرار باشد تمام نیروهای اصولگرا پشت یک نامزد بایستند و از وی حمایت کنند، چرا پشت نامزدی بایستند که به اصول اولیهٔ روابط خارجی نظام پایبند نیست و در برنامه‌های انتخاباتی خود رسماً اعلام کرده ما نباید در برابر نظام سلطه و قدرت هژمون مقابله کنیم؟ چرا نیروهای اصولگرایان برای نامزدی تجمیع نشود که کوچک‌ترین انحرافی در وی مشاهده نشده بود؟ 
۵- آقای جلیلی از ابتدا اعلام کرده بودند که هدف ایشان از شرکت در انتخابات پیروزی و به دست آوردن منصب ریاست جمهوری نیست. بلکه تبلیغات انتخاباتی را یک فرصت مناسب تبلیغاتی می‌دانستند؛ که از این فرصت باید برای ترویج گفتمان انقلاب اسلامی استفاده کرد. بنابراین از ابتدا ستادهای انتخاباتی خود را از هرگونه تخریب و بی‌اخلاقی در تبلیغات انتخاباتی نهی نموده بودند. 
۶- در حالی که برخی کشور‌ها از جمله انگلیس رسماً اعلام کرده بودند، برای پیروزی در انتخابات ۷۶ سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی کرده بودند؛ ساده لوحی است که گمان کنیم در طول این ۱۶ سال بیکار نشسته و ما را نظاره کرده‌اند. هیاهوی تبلیغاتی بی‌بی‌سی فارسی و سایر شبکه‌های ماهواره‌ای تنها اگر یک درصد از آراء را به نفع اصلاح‌طلبان جذب کرده باشد، برای پیروزی آنان در انتخابات کافی است. 
 
پیشنهاد و ارائهٔ راه حل
۱- به نظر می‌رسد اصولگرایان و به طور کلی نیروهای پایبند به نظام و رهبری، از نداشتن اتحاد صدمه خورده و می‌خورند. اگرچه تنوع تشکل‌ها و احزاب لازم است، ولی تمامی آن‌ها می‌توانند نشست‌های مشترکی (مثلاً تحت عنوان شورای عالی احزاب اصولگرا) داشته و تصمیمات راهبردی را در این شورا تصویب کنند. 
۲- پیشنهاد می‌شود حداقل یک ساز و کار نظرسنجی معتبر با جامعهٔ آماری به اندازهٔ کافی متنوع متشکل از اهالی روستا، شهرهای کوچک، شمال شهر تهران و... توسط یکی از تشکل‌ها یا خبرگزاری‌ها یا سایر مراکز متولی اجرا شده و تمامی نیروهای اصولگرا و پایبند به نظام بر صحت آن اجماع داشته باشند؛ تا بتوانند بر اساس آن برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری کنند. 
در پایان لازم به ذکر است که عدم پیروزی اصولگرایان در این انتخابات، برکات زیادی داشته و خواهد داشت. اگرچه مشکلات و فتنه‌هایی نیز به همین دلیل به وجود خواهد آمد. ولی تمام آنچه که در طول ۳۵ سال پس از انقلاب اسلامی اتفاق افتاده به صلاح اسلام و امت اسلامی بوده است. اگر اصولگرایان در این انتخابات پیروز می‌شدند، شبههٔ تقلب همچنان تا سال‌ها ادامه پیدا می‌کرد. چراکه برخی اصلاح‌طلبان معتقدند بی‌شمارند و هرگاه نامزد مورد نظر آن‌ها پیروز نشود قطعاً تقلب شده است!‌‌ همان طور که پیش از انتخابات ۸۸ شعار می‌دادند «اگر تقلب نشه موسوی اول می‌شه.» یا «اگر تقلب بشه، ایران قیامت می‌شه.». ولی با پیروزی روحانی با اختلاف تنها ۲۶۰ هزار رأی با کشیده شدن انتخابات به مرحلهٔ دوم به مدعیان ۱۱ میلیون تقلب در سال ۸۸ ثابت کرد، تقلب در انتخابات ایران امکان‌پذیر نیست؛ اگرچه دیوار حاشا بلند است! تبریک کشورهایی چون آمریکا، انگلیس، عربستان، بحرین، امارات و... اگرچه نشان‌دهندهٔ برخی نکات است که مجال پرداختن به آن نیست، ولی تأیید رسمی انتخابات ایران توسط آن‌ها و در واقع تأیید رسمی مردم‌سالاری و دموکراسی در ایران بود. جالب‌تر از تمام این تبریک و تمجید‌ها وزیر امور خارجهٔ کانادا بود که پس از انتخابات، انتخابات ایران را بی‌معنی خوانده بود و به فاصلهٔ شش روز ار اظهار نظر پیشین خود، «حضور خیره کنندهٔ مردم ایران در پای صندوق‌های رأی را ستوده و به آن‌ها تبریک گفت.» بندهٔ خدا کاری که همیشه طبق روال انجام می‌داد را تکرار کرده بود؛ ولی گویا این‌بار کدخدا به او گفت آیکیو! این‌بار باید تبریک بگویی!
+ سیّد حسن کریمی ; ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٤/۸
comment نظرات ()