سید حسن کریمی

وب‌نوشت سید حسن کریمی

اولین شب سرد زمستانی

چند سال پیش، در شبی که تقریباً اولین شب سرد زمستانی در آن سال بود و هوا به‌طور ناگهانی سرد شده بود، در مسیر برگشت به منزل، داخل تاکسی نشسته بودم که دو جوان سوار تاکسی شدند.

با هم صحبت می‌کردند و از سردی هوا می‌گفتند. من هم در افکار خود فرو رفته بودم و توجهی به آن‌ها نداشتم. ناگهان جمله‌ای را از آن‌ها شنیدم که مو بر بدنم سیخ شد.

درحالی‌که از سردی و سوز هوا می‌گفتند، یکی از آن‌ها به شوخی گفت «امشب همهٔ کارتن‌خواب‌ها می‌میرند.»

با خود فکر کردم، آیا خیابان‌خوابی در مشهد هست؟ و اگر هست در این سرما چگونه زنده می‌ماند؟

  عکس: مواجهه ماموران شهرداری و یک کودک کارتن خواب

پ.ن1: البته ناگفته نماند که غالب کارتن‌خواب‌ها در کشور ما افراد معتاد هستند. ولی بالاخره آن‌ها نیز آدم هستند!

پ.ن2: بعداً جستجو کردم و متوجه شدم گویا مکان‌هایی به نام «گرم‌خانه» وجود دارد؛ که کارت‌خواب‌ها از سطح شهر جمع‌آوری شده و به این مکان‌ها منتقل می‌شوند. امیدوارم گرم‌خانه به تعداد کافی وجود داشته باشد. 



نویسنده : سیّد حسن کریمی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱۱/٥