سید حسن کریمی

وب‌نوشت سید حسن کریمی

موسیقی: سیاه، سفید یا خاکستری؟

با دوستی بحثی کوتاه داشتیم راجع به موسیقی و سابقه‌ی آن در اسلام. اینکه هیچ نکته‌ی مثبنی راجع به موسیقی در اسلام وجود ندارد. هرچه حدیث و آیه در مورد موسیقی هست در نکوهش آن است و حال در قرن بیست و یکم مجتهدین بنابر مصلحت دین بخشی از موسیقی را حلال اعلام کرده‌اند، تا نه سیخ بسوزد و نه کباب.

آنچه گفته نشد این بود که در برخی مسائل مثل موسیقی و برده‌داری، تفاوت‌های اساسی میان صدر اسلام و زمان حال وجود دارد. نه به این معنی که امروز، چون جوانان میل شدید به موسیقی دارند و موسیقی را نمی‌توان از زندگی مردم حذف کرد، اسلام تن به حلال بودن موسیقی داده و کوتاه آمده. به این معنی که اگر حدیث و آیه‌ای در مذمت موسیقی وجود دارد باید بررسی شود که در چه شرایطی و برای چه نوع موسیقی گفته شده است. باید توجه داشت در آن زمان موسیقی چه کاربردهایی داشته و اکنون چه کاربردهایی دارد.

و نکته‌ی مهم اینکه کنجکاوی در مورد منشأ و دلیل هر حکم شرعی و اخلاقی نه تنها اشکال ندارد، بلکه شاید برای تکامل ذهن مقلدین لازم هم باشد. ولی اعتماد به مرجع تقلید بحثی جداست که اگر مورد نقد قرار گیرد، باید در مورد اصل اجتهاد بحث کرد نه در مورد جزئیات احادیث و دلیل احکام. اگر موسیقی باعث دور شدن انسان از خدا می‌شد، (حتی در فرض ایده‌آل بودن حذف موسیقی از زندگی امروزی) آیا مرجع تقلید به خود اجازه می‌داد به خاطر به دست آوردن دل مقلدین خود و یا جذب آنان به طرف اسلام، آن‌ها را از معبود خود دور کند؟ اگرچه مقلدین طیف گسترده‌ای را شامل می‌شوند و چه بسا مقلدین واقعی حاضر باشند در صورت لزوم، موسیقی را به طور کامل از زندگی خود حذف کنند.

در ادامه‌ی مطلب، 20 نکته در مورد سابقه‌ی موسیقی در آیات و روایات از زبان حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین سیدحسین موسوی‌زنجانی و 8 سخن از امام خامنه‌ای در مورد موسیقی نقل شده است.

1-       اگر مرحوم فارابی فرموده‌اند: «اللحن یرسم بأنه مجموع نغم مختلفه رتبت ترتیباً محدوداً ملائماً» (البته مرحوم صفی‌الدین ارموی صفت «ملائماً» را بر این تعریف اضافه کرده است)، باید توجه کرد که این تعریف هم شامل موسیقی حلال است و هم حرام. به همین دلیل، باید گفت تعریف جامعی است، اما شرع مقدس مُهر مشروعیت بر آن نمی‌زند، بلکه می‌فرماید: «آن‌چه از این آهنگ موجب می‌شود انسان شنونده در حرکت به طرف حقیقت و معشوق مطلق، چهرِ داودی بگیرد از ساکت‌ترین (کوه) ‌تا ناطق‌ترین ناطقان (پرندگان) را همراه خود ببیند؛ آن را تأیید می‌کند.» و در این قسم از موسیقی به کوه و پرندگان دستور هماهنگی هم صادر می‌فرماید؛‌ آن‌جا که می‌فرماید: «یا جبال اوبی ‌مع داود و الطیر».1
پس موسیقی داودی وجود دارد و مورد تأیید قرآن هم است.

2-       در منابع دینی آمده است که در مراسم عروسی حضرت زهرا (س) ‌خانم‌های شرکت‌کننده در مراسم، ضمن این‌که دسته‌جمعی کف می‌زده‌اند (و در بعضی از اخبار همراه کف، دف هم می‌زده‌اند)، این عبارت را می‌خواندند:‌ «بالوفاء والبنین»؛ یعنی ان‌شاءالله زن و شوهری باشید نسبت به یکدیگر باوفا و دارای پسران متعدد.
رسول گرامی اسلام به محتوای شعر اعتراض داشتند و دستور فرمودند به‌جای «والبنین» بخوانید: «والبرکه»؛ یعنی بین دختر و پسر فرق قائل نشوید و به‌جای طلب پسر، مبارکی، میمنت و خوشبختی طلب کنید که در وجود دختران هم مثل پسران وجود دارد، ولی به اصل این آهنگ اعتراض نداشتند.

3-       «حداً» یعنی خواندن خاص و آواز مخصوص برای تشویق قطار شتران به سرعت‌گرفتن در حرکت، و این نغمه و آواز در منظر رسول گرامی اسلام(ص) همواره وجود داشت تا جایی که گاهی باعث سقوط کجاوه از روی شتران می‌شد و رسول گرامی اسلام با تبسم و استعاره می‌فرمودند: «علیکم بالقاروره»؛ یعنی از شیشه‌ها مواظبت کنید که اشاره به این بوده که خانم‌های نشسته در کجاوه، مانند شیشه آسیب‌پذیرند و حداً را آهسته بخوانند. ولی آهنگ «حداً» را ممنوع نفرمودند.

4-        در منابع دینی ما آمده است که عبدالله‌بن‌جعفر، داماد و برادرزاده علی(ع)، زبردست‌ترین آهنگ‌ساز عرب بوده و مهیج‌ترین مارش نظامی را تصنیف می‌کرده است که نظامیان اسلام از شدت تأثیر آن،‌ زره از تن بیرون می‌آورده و خود را عریان بر صف دشمن می‌کوبیده‌اند.

5-       در متون دینی ما آمده است که در هر پنج وقت عبادت، با زیباترین آهنگ اذان بگویید و عبادت را با مقدمه‌ای از آهنگ و نغمة زیبا شروع کنید.

6-       قرآن کریم دستور فرموده است: «و رتل ‌القرآن ترتیلاً» وقتی قرآن می‌خوانید، زیبا بخوانید؛ یعنی آهنگ قرآنی باید آهنگی زیبا باشد.

7-       در متون اسلامی آمده است که صدای قرائت امام سجاد (ع) در نماز به‌حدی زیبا بود که برده‌هایی که زیر مشک آب در حرکت بودند متوقف می‌شدند و به آهنگ قرآن امام سجاد (ع) گوش فرامی‌دادند.

8-       از امام صادق(ع) به این مضمون نقل شده است که: «کل نبی کان حسن‌الصوت»؛ یعنی تمام انبیا دارای صدای زیبا بوده‌اند. و صدای زیبا هم حتماً برای استفاده بوده است.

9-       در منابع دینی آمده است که علی(ع) معادل آهنگ ناقوس به‌عنوان تفسیر نغمه و یا آهنگ ناقوس، متنی ساخته بود و می‌فرمود محتوای کلامی ناقوس این است: «سبحان‌الله، حقاًحقاً، ان‌المولی صمد یبقی، یحلم عنا رفقاًرفقاً، لولا حلمه کنا نشقی، حقاًحقاً، صدقاًصدقاً، ‌یا مولانا لاتهلکنا و تدارکنا، و استخدامنا و استخلصنا، حلمک عنا قد جرانا، یا مولانا عفوک عنا، ان‌الدنیا قد غرتنا، و اشتغلتنا و استهوتنا،‌ و استلهتنا و استغوتنا، یابن‌الدنیا جمعاًجمعاً، یابن‌الدنیا مهلاًمهلاً، یابن‌الدنیا دقاًدقاً، وزناًوزناً، تغنی‌الدنیا قرناًقرناً، ما من یوم عنا، الا تهوی متاً رکناً، قد ضیعنا داراً تبقی، واستوطنا داراً تفنی، تفنی‌الدنیا قرناًقرناً، قرناًقرناً، کلا موتاً کلا موتاً،‌ کلا موتاً کلا دفناً کلا فیها موتاً، نقلاًنقلاً دفناًدفناً، یابن‌الدنیا مهلاًمهلاً، زن ما یاتی وزناًوزناً، لولا جهلی ما ان کانت عندالدنیا الا سبحناً خیراًخیراً، شراًشراً، شیئاًشیئاً حزناًحزناً، ماذا من ذاکم ذا ام ذا هذا،‌ اسناء ترجو تنجو، تخشی تردی،‌ عجل قبل‌‌الموت‌الوزنا، ما من یوم یمضی عنا،‌الا اوهن منا رکناً ان‌المولی قد انذرنا، انا نحشر غرلاً بهماً»2

10-    طبق نقل متون دینی، حضرت زهرای اطهر(س) برای لالایی حضرت امام حسن (ع)، شعری ساخته بوده که هر مصراعش یک اساس‌نامه‌ است.
اشبه اباک یا حسن
و اخلع عن‌الحق‌الرسن
واعبد الهاً ذالمنن
و لاتوال ذهی الاهن
و برای امام حسین (ع) شعر دیگری برای لالایی‌گفتن ساخته بوده است:
انت شبیه بنبی
لست شبیها بعلی

11-    در متون تاریخی آمده است که از امام علی‌(ع) پرسیدند: «چرا پیامبراسلام‌(ص) مانند حضرت موسی(ع) معجزه‌ای چون ید بیضایی، عصای اژدهایی و رفع طور سینایی ندارد؟«
پاسخ داد: «آن معجزه‌ها موقتی و فوری و فوتی بوده، اما رسول‌اسلام(ص) نغمة آسمانی‌ای آورده است بالاتر از ید بیضایی و طور سینایی و عصای موسایی. و قدرت آهنگ و نغمة قرآن در جذب قلوب انسان‌ها تا روز قیامت در حدی است که در هر عصری قدرت جذب معجزة عصای موسی را دارد و قادر است تمام اژدهای هنری، شعری و تصنیفی بشر را تا روز قیامت مقهور خود سازد.»

12-    اکنون بیمارستان‌هایی ساخته شده است صرفاً جهت معالجة بیماران افسرده و موثرترین داروی شناخته‌شده و شفابخش،‌ صدای قرآن آقای شحات مخصوصاً در حین قرائت آیة شریفه:«ان‌الله اصطفی آدم و نوحاً و آل‌ابراهیم و آل‌عمران علی‌العالمین»3 است. و عملاً نغمه‌های آسمانی، دارویی بی‌بدیل و بی‌مشابه است.

13-    در سورة الرحمن برای تمام بشر و در سورة مریم(ع) برای عرب نغمه و آهنگ آسمانی‌ای مستتر است. اگر موسیقی‌دانان جهان موفق به کشف آن بشوند، موفق به درک ایمان‌آوردن هنرمندان جهان به قرآن نیز خواهند بود.

14-    با وجود این‌که این حقیر مختصر مطالعه‌ای دربارة تاریخ موسیقی دارد، اما در هیچ اثری ندیده است که دانشمندان جهان اسلام، مثل علامة حلی- این اعجوبه جهان اسلام که کتابی در علم موسیقی دارد و اکنون در موزة لندن است- و نیز ذوالنون مصری، شبلی، جنید بغدادی، ابوالفرج اصفهانی،‌ سهروردی ‌زنجانی و صفی‌الدین ارموی که خدمات قابل توجهی به علم موسیقی کرده‌اند، اما هیچ‌کدام موفق نشده‌اند کشف کنند که رازِ گریة غیراختیاریِ ناشی از استماع آیة شریفة «33 از سورة آل‌عمران» چیست؟ آیا این گریه، ناشی از تطابق ندای فطرت با آن نغمه است، و یا ناشی از شوق وصال به معشوق اعلاست؟ به‌خاطرِ تأسفِ از مفارقتِ حریم دوست است، یا هیچ‌کدام از این‌ها نیست؟
هنگامی که حسام‌الدین سراج در نغمة موسوم به «نرگس مست» می‌خواند:
‌»
ما را نه غم دوزخ و نی حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده که محتاج لقاییم«
جهانی پیرامون روح خلق می‌شود که با هیچ ابزاری قابل آفرینش نیست؛ جز با ارادة خداوند عزوجل. پس آواز، خالق فضای مناسب برای روح متعالی است و بر ماست که این قبیل آواز داودی را از رویارویی با خطر ابتذال‌و ابتذال‌گرایان حفظ کنیم.

15-    اخیراً در یکی از کشورهای غربی صد مادر حامله را در طول دوران حمل با یک نوع آهنگ و موسیقی به صورت پیوسته و مستمر آشنا ساختند و پس از تولد نوزادان و گذشت سه یا چند سال، آواز مورد استفادة مادران در دوران حمل را همراه با نود و نه آهنگ دیگر برای کودکان پخش کردند و کودکان توانستند آهنگ مورد استفادة مادر خود در دوران حمل را شناسایی کنند. این تجربه نشان می‌دهد نغمه و آواز قبل از فعالیت مشاعر جنین، از طریق روح مادر به جنین منتقل می‌شود.

16-    با توجه به نکتة 15 می‌توان به راز نهفته در میان گوش و جنین پی برد و به این پرسش، اگر چه به‌طور ناقص، پاسخ داد که چرا تمام پستان‌داران لالة گوش دارند، ولی تمام تخم‌گذاران فاقد لالة گوش‌اند. اگر چه لالة گوش، خودِ گوش نیست ولی نمادِ نیاز جنین به شنیدن آواز است(در این‌جا حیوانات دریایی مورد بحث نیستند). وقتی تقدیر شد خفاش تنها پرندة پستان‌دار باشد، اعطای لالة گوش به او نیز در تقدیرش نوشته شد. چنین حیوانی در حیوانیت خود در اندام مادر خود نماد جذب غذای روح دارد که آواز پیرامون است و وقتی در شکم حیوان جنین نیست تخم است و نیازی به جذب آواز نیست.
پس، خفاش اگر کور است و نماد کوری، ولی دارای لالة گوش است. دایناسور بیست و یک متری چون لالة گوش ندارد، شکم او نیز فاقد جنین و دارای تخم چهل کیلویی است. و اگر در قرآن کریم خدا می‌فرماید: «ای پرندگان(ای بی‌گوشان)! شما در آوازخواندن هم تابع آواز داوود باشید!» دارای اسرار زیادی است؛‌ چون داوود هم گوش دارد و هم آواز، ولی پرندگان آواز دارند و گوش ندارند. از این‌رو، داوود در قرآن به‌عنوان خلیفه معرفی شده است و مرغابی بی‌گوش هم‌ردیف با کوه، نماد سکوت و بی‌تفاوتی قرار داده شده‌اند، ولی زیباترین آوازخوانان‌اند.

17-    در متون دینی ما آمده است که وقتی از رسول گرامی اسلام(ص) دربارة نقش شعر پرسیدند، فرمود:«والذی نفس محمد بیده فکانما تنفهمون بالنبل»؛ یعنی به آن‌که جان محمد در دستِ اوست سوگند که هر شعری که برای پاسخ‌دادن به شعر دشمنان سروده شود، چونان تیری ا‌ست که به‌سوی دشمن پرتاب می‌شود.

18-    وقتی از نیل آرمسترانگ پرسیدند در حین ورود به کرة ماه چه دیدی و یا چه احساسی داشتی، پاسخ داد: «صدایی شنیدم شبیه به صدای مأذنه‌های عربستان‌سعودی به وقت عبادت.»
از همین مطلب می‌توان کشف کرد که چرا دین اسلام اصرار دارد که در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپ او اقامه گفته شود. زیرا نغمة‌ اذان صدایِ فطرت است که یک آمریکایی در تنهایی مطلق خود در کرة‌ ماه آن را شنیده یا احساس کرده است.

19-    قرآن کریم در ده مورد فرموده است:«ما شما را در روز قیامت با صور(شیپور) بیدار خواهیم کرد.» و شیپور یکی از آلات‌ موسیقی رزمی و جنگی و جهادی است. باید تأمل شود که چرا خداوند به نفخ صور تأکید دارد؟! حتی در یک مورد به‌جای نفخِ صور «نقر در ناقور» آمده است. این نکته‌ها نشان می‌دهد در این جهان و جهان آخرت و یا برزخ، از آواز خاصی استفاده خواهد شد؛ اگر چه این آواز از نوع آواز ناشی از موج هوا نیست.

20-    نهضت عظیم و ابدی حسینی در سایة مداحی و مرثیه‌سرایی ماندگار شده است و در این مسأله ، موسیقی در قالب تعزیه، روضه و مدح، خدمت بزرگی به نهضت حسینی کرده است و هیچ قشری به اندازة مداحان اهل‌بیت مورد توجه ائمه(ع) نبوده‌اند.


پی‌نوشت:
1- سورة سبأ، آیة 10.
2- بحارالانوار، جلد 40، ص 172.
3- سورة آل‌عمران، آیة 33.
منبع: نیوار، دی‌ماه 1384.

1-       بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از جوانان 1377
هنر مطلوب
هنر را که تولید می کنید و ارائه می دهید ،سعی کنید هنر فاخر باشد ؛ یعنی باید اعتلای هنر مورد نظر باشد ، چون خصوصیت هنر این است که بایستی اعتلا داشته باشد تا آن مقصود که از هنر مطلوب ، مورد نظر است ، به دست بیاید . حالا من در این زمینه از هنر موسیقی مثال می زنم .
در سبزوار پیرمردی بودکه خدا بیامرزدش – که ذاتش موسیقی دان بود و اتفاقا ً یک منبری به همان شهر آمده بود که صدا ی خوش داشت ، منتها « دستگاه » بلد نبود . این پیر مرد می گفت وقتی این آقا خارج می خواند ، مثل این است که که میخ در گوش من فرو می کنند ! خوب ، این چه هنری است ؟ ! مگر انسان آواز می خواند که میخ در گوش مردم کند ؟ ! انسان آوازمی خواند که مردم لذت ببرند ؛ هم لذت ببرند ، هم در سایه این وسیله و ابزار پیام – چون هنر ابزار هم هست – مطلب منتقل شود ؛ اما با این وضع ، منتقل نخواهد شد ؛ وقتی رسا نبود ، منتقل نمی شود ؛ مثل این است که شما کاغذ را به آن تیر کمان های سابق ببندید و آن را پرتاب کنید تا این کاغذ را به مکان برسانید ، که اگر این تیر کج و نتراشیده بود، وسط راه می افتد و آن کاغذ به مقصد نمی رسد. اگر هنر هم این طور بود ؛ بد خواندند، ناشیانه خواندند ،بدون رعایت قواعد هنری خواندند یا بازی کردند یا حرف زدند ، مقصود حاصل نخواهد شد . بنابر این چه نقاشی می کنید ، چه موسیقی اجرا می کنید ، چه نمایشنامه و فیلمنامه می نویسید یا اجرا و بازی می کنید ، چه می خوانید ، باید سعی بر این باشد که بهترین داده شود .

**********************************

2-       بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با نخبگان استان سیستان و بلوچستان1381
خبیث و پلید
مابرای هنر خیلی ارج قائلیم ؛ اما هنر هم مثل همه چیز دیگر – مثل غذا خوردن ، و برآوردن نیازهای غریزی ، جنسی ، غیر جنسی و …. – حرام و حلال دارد . غذا خوردن هم همین طور است . اگر به کسی گفتند غذای حرام نخور ، نباید بگوید شما
نمی گذارید غذا بخوریم ؛ سیر بشویم و از لذیذ طعام بهره مند شویم ؛ نه ، بهره مند بشوید ، اما از حلالش ؛ به این نکته توجه کنید. دنبال آن هنرحلال باشید ؛ هنری که خدای متعال را از ما ناخشنود نکند . آن موسیقی ای که ما را به لهو – لهو یعنی مشغول شدن از آن هدف اصلی ؛ دلبسته شدن به یک چیز فرعی که ما را از اصل دور کند – بکشاند ، آن کلامی که در موسیقی بیایدو جوان را به شهوت رانی ، به هرزگی ، به همان که دشمن ها می خواهند که جوان به او آلوده شود ، سوق دهد ، این می شود حرام. آن شعر و موسیقی ا ی که بنیاد خانواده ها را سست کند ، به دختر داخل خانواده که همسر این جوان است چیزی بیاموزد و به آن پسر چیز بیاموزد که نتیجه این بشود که پیوند میان این ها را از آن حالت چسبندگی ای که اسلام خواسته ( « لتسکنوا الیها » ؛ روم : 21 آن حالت « سکن » ؛ « هن لباس لکم و انتم لباس لهن » بقره : 187 ) خارج کند و به صورت یک چیز تشریفاتی و قانونی محض بی محتوا در بیاورد – چه موسیقی باشد ، چه غیر آن ؛ و به قول معروف عشق های مثلث ، که متأسفانه بعضی از فیلمسازها و بعضی از دستگاه ها ی هنری ما با کمال بی تقوا یی و بی وجدانی این ها را ترویج می کنند – حرام است . حرام یعنی آنی که خبیث است ؛ « ویحرم علیهم الخبائث » ؛ این خبیث و پلید است ، ولو اسمش هنر باشد . به این نکته توجه کنید و مرز بسیار باریک و دشوار آن را بشناسید و بر اساس آن حرکت کنید.
*********************************

3-       بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولین صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 1369
مهیج شهوت ، حرام
یکی از مشکلات ، این مسأله ی موسیقی است که ما بتوانم خط بکشیم و بگویم این جا مرز است ؛ اما من می خواهم بگویم که مصداق های واضح دارد . بین آن ساز و آواز حلال و طیب و طاهر ، با آن ساز و آواز که مکروه و یا حرام است ، خط دقیقی نکشیده ایم که مثلاً بگوییم این یکی ، این مقدارش که بالا رفت ، یا این ساز که اضافه شد ، خراب شد . به این دقت نمی توانیم ؛ اما بالاخره در این طیف وسیع ، دو نقطه وجود دارد که یکی قطعا ً حلال و یکی قطعا ً حرام است . قطعا ً حرام وجود دارد که آن را نباید مصرف کنیم . اگر موسیقیحالا اسمش را موسیقی سنتی بگذارید ، یا موسیقی غیر سنتی – که یکی از دستگاه های معمولی موسیقی خودمان را هم با ساز ساده یی می زند ،اما شعر یک شعر برانگزانندهی مهیج شهوت باشد ، حرام است ، خواننده هر کس می خواهد باشد . آن صدای خوش و سازی که با هم به کار بیفتد ، تا جوانی را فرضا ً به عمل حرام شرعی تحریک کند ، کار حرامی است . موسیقی های تند و محرک خارجی هم ، اشکال دارد.
البته موسیقی هایی هم هست که اشکال ندارد ؛ ولی حالا من نمی توانم نمونه های آنها را مشخصا ً ذکر بکنم .

**********************************

4-       بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار گروه فرهنگ وادب و هنر صدای جمهوری اسلامی 1370
در بهشت این لحن ها بشنودم
در موسیقی ، دو مصداق روشن وجود دارد . یک مصداق حرام قطعی ، یک مصداق حلال قطعی ، بین این دو تا هم ، موارد مشتبه است . حرام قطعی ، آن موسیقی است که انسان را ، آدمی را ، از خود بی خود
می کند ، از حقایق بی خود می کند ، از خدا بی خود می کند و به شهوات سوق می دهد . این ، از نظر اسلام ، حرام است . موسیقی لهو که می گویند ، از ما هم سئوال می کنند ، ما جواب می دهیم موسیقی لهو حرام است ؛ لهو ، یعنی این . « مایلهی عن الله ،ما یلهی عن ذکرالله » ، آن چیزی که انسان را از حقایق عالم غافل می کند . می برد توی عالم توهمات و خیالات و این ها ، این موسیقی ، یا به شهوات می کشاند ، این موسیقی . یعنی موسیقی یی که وقتی ، برای دختر و پسر جوان یا حتی غیر جوان ، نواخته بشود یا عرضه بشود یا خوانده بشود ، موسیقی حالا صوتی مثلا ً ، اورا بکشاند به ملاهی و مناهی و به فساد و شهوات و از آن نزاهت مطلوب اسلام خارج کند ، این حرام است . این می تواند موسیقی سنتی باشد ، می تواند موسیقی غربی باشد ، می تواند موسیقی محلی باشد . آن موسیقی که این خصوصیات را ندارد ، مثلا ً فرض بفرمایید ، یک شعر خوش مضمون را ، یک خواننده خوب ، خوش صدا دارد می خواند ، نوازنده هم می نوازد ، آن مضمون شعر ، این خواننده را به سمت حقایق اسلام و حقایق عرفانی و حقایق زندگیولو خارج از مسایل عرفانی و الهی – نزدیک می کند این قطعا ً اشکال ندارد ؛ حرام نیست . اسلام می خواهد مارا برگرداند به متن زندگی . غافل شدن و غرق شدن و رفتن توی توهمات و پندارها و گیج شدن از حقایق زندگی ، غافل ماندن را اسلام اصلا ً قبول ندارد ، نمی پسندد . لذاست که آن جور موسیقی حتما ً با مسکرات همراه است . این جور موسیقی ، ضد آن است . اصلا ً در دو جهت مقابل است . بیدار کننده است . هوشیار کننده است . « در بهشت ، این لحن ها بشنودم» . در بهشت این ها را شنیده ام ، حالا هم که می شنوم ، احساس شوق می کنند .
***************************

5-       بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم دیدار گروه جنگ صدا و سیمای جمهوری اسلامی 1371
موسیقی به معنای یک هنر
ما دو نوع موسیقی داریم : موسیقی حرام و موسیقی حلال . موسیقی حرام آن موسیقی ای است که ویژه مجالس لهو است . یعنی متناسب با مجالس لهو است . « موسیقی مطرب » متناسب مجالس لهو . یعنی همان که چنانچه از عالم موسیقی بیرون بیایید و آن جلسه را در مقابل شما تصور کنند ، به عنوان یک آدم اهل اندیشه اسلامی یا اهل اندیشه های جدی و غیر اسلامی ، ردش
می کنید . آن موسیقی متناسب با آن جلسه ، حرام است .
گاهی موسیقی ، موسیقی کلام ست .گاهی اوقات می شود که با یک صدای معمولی ، یک شعر حرام را می خوانند . اصلا ً این شعر ، این آهنگ را حرام می کند . چون شعر حرام است . جهتش حرام است . گاهی یک شعر یک آهنگ را حلال می کند . آهنگ معمولی ست ؛ اما می توانست با این آهنگ چیز بد خوانده شود . حالا یک شعر معنوی ، عرفانی ،اخلاقی ، می تواند آن را حلال کند. البته « عرفان » با «عشق » نباید قاطی شود . این طور نیست که هر شعرعشقی ای ، عرفانی باشد .
بعضی خیال می کنند هر شعری که در آن می و معشوق و طره زلف و لب و امثال آن هست ، این دیگر عرفانی است . نه ! شعرهای حافظ هم دو نوع است . من یک وقت در جلسه ای که راجع به حافظ بود ، اشعار اورا تقسیم بندی کردم . تعدادی از آنها عرفانی و تعدادی از آنها عشقی ست . امروز به نظر من بیش از عرفان ، مردم مابه شعرهای اخلاقی محتاج اند ؛ شعرهای صائب و مثل شعرهای سبک هندی از جمله ، اشعار واعظ قزوینی . این شعرها ، هم از لحاظ رتبه شعری بالاست و هم الان مردم به اینها بیشتر احتیاج دارند شعرهای عرفانی ، که معنا یشان راهم درست نمی فهمند . این شعر می تواند یک آهنگ را که
می توانست آهنگ حرام باشد ، حلال کند .
موسیقی به معنا یک هنر ، چیز با ارزشی ست . اما همچنان که یک شعر بد ، مردود است ولو یک هنر است – یک موسیقی گناه آلود و گناه آموز مردود است – ولو این هنر است – یک موسیقی گناه آلود و گناه آموز نیز ، هم حرام و هم مردود است ؛ ولو اینکه یک هنر است . این را حمل نکنند بر ضدیت با هنر؛ که «آقا ؛ فلان با هنر مخالف است ! » ما با گناه مخالفیم . چرا با هنر مخالف باشیم ؟!تا گفته می شود « موسیقی حرام است » می گویند : « آه ! اینها باز هم آخوند بازی و شیخ بازی در آوردند . مقدس بازی در آورند . » نه آقا ! موسیقی خوب چیز خوبی است . مگر ندیدید جلو چشم امام آلات موسیقی بردند و بنا کردند زدن و خواندن . امام هم مثل کوه نشستند و همین طور نگاه کردند.

*****************************

6-       بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضا ی جامعه ی مدرسین در کتابخانه مدرسه فیضیه 1374
مرز حلال و حرام
این که ما بگوئیم موسیقی بهترین راه مقابله با تهاجم فرهنگی است ، نه ، من به این معتقد نیستم که موسیقی یک چنین کششی داشته باشد ، اما بهترین راهش را این نمی دانم .... من نمی توانم به طور مطلق بگویم که موسیقی اصیل ایرانی ، موسیقی حلال است ؛ نه ، این طور نیست . بعضی خیال می کنند که مرز موسیقی حلال و حرام ، موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی غیر سنتی است ؛ نه ، این طور نیست . آن موسیقی که منادیان دین و شرع همیشه در دوره ها ی گذشته با آن مقابله می کردند و می گفتند حرام است ، همان موسیقی سنتی ایرانی خودمان است که به شکل حرامی در دربارهای سلاطین ، در نزد افراد بی بند و بار ، در نزد افرادی که به شهوات تمایل داشتند و خوض در شهوات می کردند ، اجرا می شده ؛ این همان موسیقی حرام است . بنابر این ، مرز موسیقی حرام و حلال ، عبارت از ایرانی بودن ، سنتی بودن ، قدیمی بودن ، کلاسیک بودن ، غربی بودن یا شرقی بودن نیست ؛ « مرز » آن چیزی است که عرض کردم . البته الان دستگاه هایی هستند که دارند ممیزی می کنند ؛ اما من خیل هم اطمینان ندارم که این ممیزی ها صد در صد درست باشد . گاهی می آیند به ما می گویند که یک نوار بسیار بد یا مبتذل را دارند به صورت مجاز پخش می کنند ؛ گاه هم ممکن است عکس این اتفاق بیفتد . نمی دانم واقعا ً این ممیزی ها چقدر از روی واقع بینی و ضابطه بندی انجام می گیرد ؛ به نظرم می رسد که موسیقی می تواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستی بکند . می تواند هم این نباشد و می تواند عکس این باشد ؛ مرز حلال و حرام این جاست .

***************************

7-       بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار خانواده شهید مفتح و مسئولین انتشارات سروش 1380
صدور موسیقی
در دوران مبارزات ، موسیقی هایی از دنیای برون به ایران می آمد و در سطح مبارزین پخش می شد ؛ مثالش چیست ؟ سمفونی چهارم بتهون ، شور علی اف ، آن موسیقی است که یک روز در شوروی – در روسیه سابق ؛ ظاهرا ً مربوط به قبل از شوروی ، یعنی حدود سال 1914 است – زده شده و همه ملت را حرکت داده و به میدان جنگ برده است ! ببینید ، موسیقی هایی که صادر می شده و از مرزها به این جا می آمده ، اینها بوده است . الان هم من خیال می کنم خیل از این موسیقی های غربی – البته غیر از موسیقی های خاص ، نظیر موسیقی رقص و موسیقی فلان و اینها – که مال اساتید معروف است ، از لحاظ مفاهیم ، از این دلی دلیهای ما خیل پر مغز تر و قوی تر باشد . باید ببینیم ما چه چیز را داریم بیرون می دهیم ؛ این که حالا استقبال می کنند ، دلیل نمی شود ! بله معلوم است که شما هر چیز را از این جا صادر بکنید ، بالاخره یک مشت ، علاقه مند ند ! این دلیل نمی شود . داعیه ما چیست ؟ داعیه ما اسلام است دیگر ؛ آن مفاهیم مترقی و فرهنگ عالی که انقلاب ، از اسلام ارائه می دهد . خیلی خوب، موسیقی شما اینها را منعکس می کند ، یا نمی کند ؟ اگر می کند ، خوب است ، صادرش کنید ؛ اگر نمی کند ، نه !

******************************

8-       مقدمه: رهبر معظم انقلاب سال ها قبل در جمع دست اندرکاران موسیقی صدا و سیما نکات قابل توجهی را پیرامون موسیقی متذکر شدند .آن چه در پی می آید متن کامل سخنان معظم له در 9/5/1375 است .
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده با اینکه در امر موسیقی سر رشته ای ندارم و نمی توانم در حضور اهل فن ، قضاوتی شایسته بکنم لکن به مقتضای طبیعت بشری ، که قضاوت بر مبنا ذوق و قریحه انسانی و غرایض معنوی دارد ، می توانم بگویم : اجرایتان خیل خوب بود .
از آقای افتخاری ، آقای مختاباد ، آقای فیروز بخت و همچنین بقیه آقایان که زحمت کشیدید ، تشکر می کنیم .
مقوله موسیقی، جزو مقولات مطرح در جامعه و به خصو ص در صدا و سیما ست . البته در صدد نیستم که تبیین کلی ای در امر موسیقی داشته باشم . چون پرداختن به این مقوله ، نیازمند شرایط خاص دیگر است . اینجا داخل استودیوی موسیقی جا دارد از بعد دیگری راجع به این هنر صحبت کنم :
اساسا ً موسیقی ، که در تقسیم بندی های علوم قدیم ، از شعب ریاضی است و چون با دقت و محاسبه و اندازه گیری دقیق سروکار دارد ، جزو بخش های دانش ریاضی محسوب می شود . هنر دقیقی است . به تعبیری دیگر ، هنر موسیقی ، محاسبه متکی به طبیعت و فطرت بشر است ؛ که خرد انسانی ، آن محاسبه را بر اساس تجربه استخراج کرده و برای آن پیشرفت قواعدی– موازینی گذاشته است .
البته امروز که اروپایی ها و غربی ها در باب موسیقی پیشرفت های زیادی کرده اند و قواعد دقیق و منظم وضع نموده اند ، وضعیت طور دیگری است . در گذشته که صحبت از مسائل مبتلا به امروز موسیقی نبود و بدیهه نوازی و بدیهه خوانی رواج داشت ، خواننده ای بنای خواندن می گذاشت و نوازنده ی هنرمندی هم که بغل دست او نشسته بود ، به نواختن می پرداخت .
نوازنده اصلا ً از قبل نمی دانست که خواننده چه می خواهد بخواند ؛ لذا تا خواننده برای خواندن دهان باز می کرد او هم ساز خود را کوک می نمود و به هم نوایی مشغول می شد . یعنی هیچ قاعده ای که بر مبنای آن نت نوشته ای وجود داشته باشد ، در کار نبود .
من در این زمینه ها تجربه و آشنایی ندارم . اما از کسانی که از اهلیت در این هنر برخوردار بوده اند ، شنیده ام حتی در زمان متداول نشدن نت ، آنان که در امر نوازندگی یا خوانندگی فعال بودند ، طبق فطرت و ذوقی سلیم ، نظم منطقی را در کار معمول می داشته و قواعد را رعایت می کرده اند . هفت دستگاه اصیل موسیقی و دستگاه های فرعی آن ، که تنها مربوط به موسیقی ایرانی نیست ، بلکه در همه آهنگ های جهان وجود دارد ، به گونه ای تکوین یافته ، که هر صدایی شما در بیاورید ، در یکی از آن دستگاه هاست . و در واقع همه آهنگ های غربی و شرقی در مجموعه این دستگاه ها می گنجد اگر توجه داشته باشید ، مقام ها و گوشه های مختلف هر دستگاه از بدو شروع تا نقطه پایان ، روند منظمی را طی می کنند ؛ یعنی از جایی آغاز می شوند ؛ فرود می آیند ، فراز دارند تا جایی که تمام می شوند . همه این ها مبین حکمفرما بودن نظم در این هنر است . بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت : هنر موسیقی ، تلفیقی از دانش ، اندیشه و فطرت خداداد است ؛ که مظهر فطرت خدادادی در درجه اول ، حنجره انسان ها و در درجه دوم ساز ها است که به دست انسان ها ساخته شده است . پس می بینید که پایه ، پایه ی الهی است .
حال اگر در این زمینه به سراغ سروده های مولوی بروم و بگوییم موسیقی ، انعکاس صدای افلاک است و آن را به عالم عرفانی مورد اشاره او وصل کنیم ، از واقعیات به تخیلات نقب زده ام . زیرا گفته های او در این خصوص ، شبیه خیال است و نه واقعیت ؛ و طبعا ً مفهوم دیگری خواهد داشت .
اما بی آن که دنبال خیال پردازی بروم ، در عالم واقع ، صدایی که از حنجره خواننده صادر می شود ، با یک پایه الهی و خلقی که مربوط به خدای متعال است ، مانند بنا مستحکم و وسیع ، پر جاذبه و رنگین شکل می گیرد .
اولین نتیجه ای که این بیان دارد ، آن است که ما این هنر را در راه خدا مصرف کنیم . من این نکته را می خواهم به شما آقایان – اعم از خواننده ، نوازنده ، آهنگساز و موسیقی دانعرض کنم که ، این هنر ساخته و پرداخته نعمت های الهی را ، که بر اساس یک ذوق و قریحه ذاتی و یک نظم و انتظام خردمندانه شکل می گیرد و در واقع جان دادن به بی جان هاست ، در راه خدا و رضای او مصرف کنید .
البته ما از دوران جوانی خودمان حرف های برخی از اهالی هنر را می شنیدیم ، که روشنفکر مآبانه و واقعاً بی پایه واساس ، مبتنی به این نکته بود که ما هنر را در راه فکر و پیش بینی و سیاست ، به کار نمی بندیم . آنها که ادعای چنین داشتند ، هنرشان – اعم از شعر و دیگر فنون - بیش از سایرین در خدمت سیاست ها قرار می گرفت . قصد ورود به چنین بحث ها را ندارم ، اما می خواهم بگویم : هر کار که متکی به اراده انسان است ، باید برای هدفی انجام گیرد . هر چه هدف متعالی تر باشد ، آن کار یا هنر ارزشمند تر می شود . متأ سفانه هدف موسیقی در شرق ، منظورم ایران و کشور های عربی است . و گر نه از وضعیت موسیقی در هند و چین و سایر ممالک خاور دور ، خبر ندارم . به هر حال ، تاریخ موسیقی ایران در طول قرون ممتد – چه قبل و چه بعد از اسلام – را خوانده ام و از سیر و سر نوشت موسیقی عرب – به خصوص بعد از اسلام – مطلعم . آنچه بر اساس مطالعات خودم می توانم بگویم ، این است که موسیقی در منطقه ما ، برای هدف های متعالی به کار نرفته است و این به خلاف سیر موسیقی در اروپاست . می دانید که من به طور طبیعی از جمله آدم ها غرب ستیزم . چنان که هیچ ویژگی غرب ، مرا مبهوت و مجذوب نمی کند . در عین حال ، ویژگی های مثبت غرب را از روی محاسبه ، تأیید می کنم . یکی از آن ویژگی ها ، مقوله موسیقی است . درست است که در غرب ، موسیقی های منحط وجود دارد . اما در همان نقطه از جهان ، از دیر باز موسیقی های آموزنده و معنا دار هم بوده است ؛ موسیقی ای که برای گوش سپردن به آن ، انسان عارف واقف خردمند ، می تواند بلیت تهیه کند ، در سالن اجرای کنسرت بنشیند و ساعتی ، از آن لذت ببرد . در غرب موسیقی هایی که گاهی یک ملت را نجات داده و گاهی یک مجموعه فکری را به سمت صحیح هدایت کرده ، کم نبوده است . غرب برخوردار از چنین ویژگی ای نیز بوده و هست .در شرق که راجع به آن گفتم ( یعنی در محدوده جغرافیایی مورد اشاره ) متأ سفانه موسیقی از چنین اعتبار و جایگاهی برخوردار نبوده است . موسیقی در این جا عبارت از آهنگ ها و آلات و ادوات لهو بوده ؛ که فقها از آن به موسیقی لهوی حرام تعبیر کرده اند . فرض بفرمایید فلان خلیفه ، شب دچار بی خوابی می شده است . موسیقی دان ها همراه با کنیزکان مغنی ، بایستی می آمدند تا اسباب طرب او را فراهم کنند .
موسیقی دان با آن خصوصیات که گفتم اهل خرد و قریحه و ذوق است بایستی خود را می شکست و انواع و اقسام هنرهای خویش را نثار می کرد تا خلیفه از حالت افسردگی که لازمه خونریزی ها، قساوت و خباثت های وی بود – بیرون می آمد ! این وضعیت موسیقی در بارگاه خلفا و امرای عرب بود. یعنی همین قضیه ، در مورد سلاطین ایران هم صدق می کند . پادشاهان که اهل موسیقی لهو بوده ، و دربارهای موسیقی طرب داشته اند ، کم نیستند . که از آن جمله می توان به دربار قاجار و پادشاهان آن سلسله اشاره کرد .
توجه می کنید که موسیقی در خدمت چه جریان ها و کسانی بوده است ؟! اینکه می بینید در کلمات فقها ، موسیقی ، مقوله ای حرام و ممنوع و دست نزدنی ونزدیک نشدنی است ، به همین خاطر است .

در منطقه ای که تاریخ موسیقی ما در آن شکل گرفته است ، موسیقی معنای صحیح ندارد . شما باید به آن معنا و مفهوم صحیح بدهید ؛ و در واقع باعث نجات آن شوید . حرف من با موسیقی دان ها این است که موسیقی را به سمت معنا و هدف های متعالی ببرید ؛ هدف ها فراتر از هدف عیاشی فلان عاشق کذایی که بهمان معشوقه کذایی تر را دوست می داشته و چون مورد بی اعتنایی وی قرار گرفته و دلش شکسته است ، می خواهد پای فلان ساز بنشیند و در اثر آهنگ و ترانه سوزناک ، اشک از فراق بریزد ! چنین هدفی در استعمال موسیقی ارزشمند نیست . چه ارزشی دارد که به خواهش دل یک نفر بسازند و بخوانند و بنوازند و آن اندیشه ریاضی و محاسبه علمی و منطقی را – که اعتبار موسیقی است – چنین خوار و ذلیل کنند ؟! که برای هدف متعالی باشد . اگر چنین باشد ، آن وقت می شود موسیقی را پاک ومقدس نامید . آن وقت می شود ما هم مثل غربی ها کنسرت داشته باشیم ( عنوانش را مثلاً محفل خوانندگی بگذاریم ، تا اصطلاح غربی به کار نبرده باشیم ) که مردم – اعم از معمولی و متدین – بلیت تهیه کنند و برای شنیدن ساز و آواز شما ، به آن محفل بیایند .
توجهی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بایستی از طرف دست اندرکاران موسیقی نسبت به موسیقی صورت می گرفت ، نگرفت . البته این بدان معنا نیست که کارها خوب انجام نشده است . مسلما ً شده است که ما اینجا می نشینیم و به کار شما گوش می سپاریم . بنده آدمی نیستم که اگر موسیقی حرام نواخته شد بنشینم و به آن گوش بسپارم . آن چه در این مقوله ، حرام بوده هنوز هم حرام است . در برخورد با حرام هم جای ملاحظه نیست ومن هم به عنوان فرد متشرع که ملاکم فقه است ،ملاحظه کاری نمی کنم . منتها ، تلاش هایی که بعضی از افراد دلسوز و مخلص در زمینه موسیقی از اول انقلاب کرده اند ، خوب بوده است و این البته منهای توجه همه جانبه ای است که گفتم بایستی می شد ، اما نشد .
به هر حال از این به بعد می گویم که خواننده ها و نوازنده های ما ، مردمان متدینی هستند که در مقوله موسیقی اصول را ملاحظه می کنند . رعایت اصول از جانب آنها موجب شده که نوارهای موسیقی تا حدودی از حال و هوای گذشته ، خارج شود . امروز نوارهایی وجود دارد که یا مشکوک است و یا پاک و بی اشکال است . البته در کنارش نوارهای دارای اشکال هم وجود دارد . اخیراً در پاسخ به سوال برخی از دوستان – آقای لاریجانی و دوستان صدا و سیما – گفتم : همه آن چه را که از صدا و سیما پخش می شود از حیث بلا اشکال بودن شرعی ، تأیید نمی کنم . بعض نواها واقعا ً اشکال دارد . مسلما ً آهنگ هایی که از آرشیو صدا و سیما بیرون می آید ، حرام است . این آهنگ ها زمانی که به رسم دربار " هارون الرشید " برای افرادی از خاندان فاسد قاجار و پهلوی ، که مقلد هارون الرشید ، آن هم نه در کشورگشایی و کشور داری و عرضه و لیاقت ، بلکه در عیاشی و رذالت بودند ، ساخته شده است . در این آهنگ ها و موسیقی ها ذره ای وجه حلیت نیست ؛ اما تا دلتان بخواهد ، در آن وجه حرمت هست .
موسیقی را باید به سمت هدف متعالی بکشانید . این را هم فراموش نکنید که کلام از محسنات موسیقی ماست . اصلا ً نقطه قوت در موسیقی فارسی و عربی ، وجود کلام به صورت اغلبی است . یعنی غالبا ً چنین بوده که موسیقی با کلام همراه می شده است . مسلما ً کلام بر جهت گیری کار مجموعه شما تأثیر می گذارد . به تعبیر دیگر در بعضی اوقات ، کلام که با آهنگ نواخته شده همراه است ، وجه هدایتگر دارد و این وجه در معنای عرفانی ، اخلاقی ، اجتماعی یاسیاسی کلام نهفته است . آن وقت است که می توان گفت : کلام هدایت گر ، موسیقی را دارای جهت متعالی می کند .
یک وقت است که آهنگ را با کلامی گمراه کننده همراه می کنید . فرض بفرمایید کلام ، مبین سوز و گداز یک عاشق کاملا ً جسمانی و مادی برای معشوقه خود است . سوز و گداز کذا هم به خاطراین است که عاشق به معشوقه دست پیدا کند و شب را با او تا صبح بگذراند ! هیچ هدف دیگر ندارد و صد در صد هدف مادی است . مسلما ً کلام که برای این مقصود گفته شود ، حرام است. این هنر شماست که بگردد و شعر های خوب را پیدا کند . البته شعر های حافظ و سعدی هم ، همیشه عرفانی نیست . چه بسا شعر جسمانی و مادی هم دارند . شعر را پیدا کنید و کلامی را بیابید که حقیقتا ً معنای عرفانی یا اخلاقی داشته باشد ؛ مثل خیل از غزل ها ی صائب و بعضی از شعرای سبک هندی ، که از جنبه اخلاقی خوب و قابل قبولی برخوردار است . کلام هایی چنین را روی آهنگ های خود بگذارید ، تا آثار پسندیده ای به وجود بیاورید .
درخواست من از شما آقایان موسیقی دان ها و افرادی که در این زمینه بسیار مهم صاحب نظر و هنر هستید ، این است که احساس مسئولیت کنید و موسیقی را نجات دهید . البته من دلم نمی خواهد مفاهیم با هم مخلوط شود . بعضی از موسیقی دان های سنتی اصیل و ریشه دار ، گاهی می گویند که موسیقی قبل از انقلاب دچار ابتذال شده بود ؛ ولی در دوران انقلاب الحمدالله آن ابتذال از بین رفت . من این را نمی خواهم بگویم . از دید یک متخصص ، همان است که موسیقی دچار ابتذال شده بود . خوشبختانه ، به خاطر محدودیت های قهری انقلاب ، آن ابتذال ها از پیکر موسیقی فرو ریخت . من تقسیم دیگر را می خواهم مطرح کنم . چون تنها به این که آن ابتذال ها از بین برود ، قانع نیستم . بلکه می گویم : در همین موسیقی غیر مبتذل سنتی عالمانه هم شما وظیفه دارید جهت گیر درست ایجاد کنید . توقع من ازشما ، هدف دار کردن موسیقی است . من این توقع را هم از آقایان آهنگ ساز و موسیقی دان دارم . اگر شما توانستید این کار را بکنید ، بدانید خشتی را خواهید گذاشت که نه برای تمدن ایران اسلامی ، بلکه برای کل جهان محفوف به همان سیاستی که قبلا ً عرض کردم ، مبارک خواهد بود .
حتی ممکن است دیگران هم در آینده ، از این اهتمام شما ، بهره ببرند . گفتم که از وضعیت موسیقی در هند و چین و خاور دور اطلاع زیادی ندارم و نمی خواهم درباره آن قضاوت کنم ، اما بدانید در صورت هدف دار کردن موسیقی از طرف شما ، موسیقی جهان عرب و شاید دیگر ممالک اسلامی هم ، منتفع خواهد شد . موسیقی را هدف دار ، جهت دار و معنا دار ، اجرا و طراحی کند و صبغه ها لهو را ، از آن بزدایید . هنر انسان بی نهایت است . اگر به این اصل معتقدید ، چه لزومی دارد گوشه های مطربی و لهوی را ، که موجد تحرکات فیزیکی است از موسیقی حذف نکنید ؟! شما می توانید با حذف آن گوشه های مخرب ، گوشه های جدیدی به وجود آورید . کسانی که قبلا ً گوشه های کذا را وضع ، تبیین و تدوین کرده اند ، مگر بالاتر از شما بوده اند ؟ آنها البته انسان ها با ذوق و دانشی بودند ، چنان که شما هم هستید . من دعوت به غم انگیز بودن و بی ذوقی نمی کنم ؛ بلکه دعوت من ، به متعالی شدن و پدیده موسیقی را از ابتلائات مادی بشر بیرون کشیدن و فراتر آوردن است .
امیدوارم به این دعوت ، جواب مثبت داده شود و موسیقی را به سمت متعالی شدن سوق دهد . اگر شما هم اقدام نکنید بالاخره گروهی می آیند و به این روش تکاملی عمل می کنند . به هر حال ، بشر در زندگی ناگزیر از تکامل است . در زمینه موسیقی ، باید آثاری پدید آورد که برای ملت ها و انسان های صاحب اندیشه و خردمند ، راه گشا باشد . والا اینکه هر آدم بی سر و پا و هر لات عرق خور از موسیقی التذاذی ببرد و خیال کند ویژه او ساخته شده است ، ارزش و اهمیت ندارد . موسیقی ای ارزشمند است که انسان های خرد مند و صاحب اندیشه و افرادی که یک حرکت و تشخیص شان گاهی دنیایی را تکان می دهد ، از آن بهره ببرند و استفاده کنند .
به یاد دارم در زمان گذشته که ما مشغول مبارزه بودیم یک وقت بحث از موسیقی و سمفونی های بتهون پیش آمد . از برخی مطلعین شنیدم که شور" علی اف " در جنگ جهانی ، باعث نجات شوروی ، شده بود ! از همین آهنگ شور موسیقی شما ، آهنگساز و نوازنده ای در شوروی ، قطعه ای ساخته که ملت را تکان داده است ! من اگر چه " علی اف " را نمی شناسم و شور او را نشنیده ام اما می دانم "شور " چیست و می دانم که انسانی با قریحه می تواند با یک آهنگ ملتی را منقلب کند و تکان دهد .
به دنبال مسائلی چنین ، در وادی موسیقی باشید . اینکه از صدا و سیما اسم می برم، بدین معنا نیست که وزارت ارشاد را فراموش کنم . وزارت ارشاد هم جزو موظف ترین هاست . اما شما جزو متعهد ترین و موظف ترین ها هستید . پس به سراغ این کار بروید.
به هر حال باز هم از آقایان تشکر می کنم و امیدوارم خداوند کمک تان کند و انشاء الله بتوانید همان طور که رضای خداست و مورد خواست انقلاب و اسلام است ، پیش بروید و عمل کنید .
والسلام علیکم و رحمه الله .

منبع: اظهارات رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای درباره موسیقی



نویسنده : سیّد حسن کریمی
تاریخ : ۱۳۸۸/٦/۸