سید حسن کریمی

وب‌نوشت سید حسن کریمی

ماه‌رو

ماه‌رویا جلوه کن در شام تارم
تا سحرگه بی تو اختر می شمارم

دست از من دامن از تو دیده‌ی دل روشن از تو
رو مگردان بر نمی‌گردم من از تو

شب که یادت می‌شود بال و پر من
شعله بر می‌خیزد از خاکستر من

سایه‌ی آن شور شیرین داغ دیرین
تا قیامت کم مبادا از سر من

باز هم پروانه‌ی من این دل دیوانه‌ی من سوی تو پر می‌کشد
باخیال شمع رویت سوز این داغ نهان‌ را تنگ در برمی‌کشد

در بهار جلوه‌ی تو ای خوش آن شیدا شدن‌ها
گم شدن در خویش و آن‌گه پیش تو پیدا شدن‌ها

تا به کی خواهی چنین حیران و سرگردان دلم را
سوی کوی روشنایی باز برگردان دلم را

ساعد باقری

برای بارگذاری کلیک کنید:

Ad

 

 

 

 



نویسنده : سیّد حسن کریمی
تاریخ : ۱۳۸۸/۸/٢۱