سید حسن کریمی

وب‌نوشت سید حسن کریمی

به جایی رسانید کار... (در مورد توهین به عکس معمار انقلاب)

تعدادی از دانشجویان معترض در روز 16 آذر در جریان تجمع و اعتراض خود و در ادامه‌ی اعتراضات و اغتشاشات بعد از انتخابات، روز قدس و 13 آبان، به عکس امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای توهین کردند.

شیخ اصلاحات به‌جای اعلام برائت، از پخش تصاویر این اقدام از صد و سیما انتقاد کردند؛ درحالیکه هم‌فکران ایشان تاکید زیادی بر پخش بدون سانسور اخبار مربوط به اعتراضات دارند. (که البته با رعایت برخی مطالب خواسته‌ای به حق است.)

خوشبختانه آقای موسوی با ضد‌انقلابی خواندن این اقدام، اعلام برائت کردند و متاسفانه با مشکوک خواندن آن، مثل همیشه ادعایی بی‌اساس و تنش‌زا را مطرح کردند. ایشان فرمودند: »کسانی که به اینجانب محبتی دارند، هرگز کوچکترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی‌دانند و حفظ حرمت امام را واجب می‌دانند.« ولی متاسفانه به‌راحتی مشهود است که نه‌تنها بخش زیادی از حامیان ایشان علاقه‌ای به حفظ حرمت، امام، انقلاب و نظام ندارند، بلکه چنین وقایعی نتیجه‌ی انحراف خود ایشان و هم‌فکرانشان از خط امام است.

مهندس موسوی چه در جریان تبلیغات ریاست جمهوری و چه در جریان وقایع بعد از انتخابات ادعای پیروی و احیای خط امام را داشته‌اند، که دلیل بسیاری در رد این مدعا وجود دارد. اگرچه پیروی از رهبر حاضر نیز در طی تبلیغات انتخابات در دستور کار ایشان بود که بعد از انتخابات تغییر جهت جالبی داد. (در این مورد: تغییر جهت تا چند درجه؟!)


 

1-      ولایت فقیه

بی‌شک بعد از نظام جمهوری اسلامی، اصل ولایت فقیه مهمترین اصلی ‌است که امام آن را بنیان نهادند. ایشان در مورد حمایت و اطاعت از ولایت فقیه می‌فرمایند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.»

مسئله‌ی تقابل موسوی با ولی امر مسلمین، مسئله‌ای نیست که بر کسی پوشیده باشد و در بلاگی دیگر راجع به این مسئله توضیح داده شده است. (تغییر جهت تا چند درجه؟!)

2-      تمکین به قانون

امام خمینی(ره): «نباید اگر چنانچه یک قانونی بر خلاف نظر من بود، من بیایم بیرون و هیاهو کنم که من این قانون را قبول ندارم، این قانون خوب قانونی نیست، قانون خوب است، شماها باید خودتان را تطبیق بدهید، نه قانون خودش را با شما تطبیق بدهد.» (صحیفه‌ی نور، ج 13، ص 343)

«قانون معنایش این است که {همه} چیزها {را}به حسب قانون اسلامی، به حسب قانون کشوری که منطبق با قوانین اسلام است، همه را، وظیفه‌ی ایشان را قانون معین کرده. بعد از این که قانون وظیفه را معین کرد، هرکس بخواهد که برخلاف او عمل بکند، این یک دیکتاتوری است که حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به‌صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد کشید و این کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم متفرق و مختلف با هم شدند، این همان وظیفه‌ای است که برای ابرقدرت‌ها باید انجام بدهد، این آدم انجام داده، ولو خودش نمی‌فهمید، اگر بفهمد که دیگر مصیبت بالاتر است، لکن خودشان ملتفت نیستند.» (صحیفه‌ی امام، ج 14، ص 415)

«هر کس از هر جا صبح بلند می‌شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسی را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رییس جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه! همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید، ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید، برای این که میزان اکثریت است و تشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان است که همه باید بپذیریم.» )صحیفه‌ی امام، ج 14، ص 378(

موسوی: «از ما خواسته می‌شود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی‌طرفی خود را به اثبات رسانده است.»

(در این مورد: سخنان آموزنده‌ی امام(ره) در رد افراطی‌گری و عدم تمکین به قانون)

3-      جمهوری اسلامی

طرفداران موسوی شعار جمهوری ایرانی به جای جمهوری اسلامی سر می‌دهند و موسوی نیز از این قبیل شعارها و اقدامات تبری نجسته ‌است.

موسوی در حالی ادعای خط امام و اسلام ناب دارد که امام خمینی جمهوری اسلامی را بر اساس پیوند دین با سیاست برخلاف حکومت سکولار بنا کرد. امام (ره) در جواب بازرگان فرمودند «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» که این در اولین انتخابات پس از انقلاب، به وسیله‌ی بیش از 98 درصد مردم؛ و همچنین در همه‌پرسی قانون اساسی انتخاب و تایید شد.

4-      حمایت سران استکبار و منافقین

بلافاصله پس از شروع درگیری‌های خیابانی و بعد از دعوت موسوی از مردم برای احقاق حقوق از دست رفته‌ی خود در کف خیابان‌ها، سران استکبار به‌خصوص اوباما و وزیر امور خارجه‌ی فرانسه، چندین بار حمایت خود را از معترضان اعلام کردند. اوباما در نطق خود هنگام دریافت جایزه‌ی صلح نوبل بیان کرد امریکا همواره در کنار اصلاح‌طلبان ایران، برمه و زیمبابوه می‌جنگد. و یا در جای دیگر می‌گوید: »موسوی منشاء الهام کسانی است که خواهان گشایشی به سوی غرب هستند.» (بالاترین(

امام خمینی در این مورد فرمودند: «اگر امریکا [و منافقین] تعریف کنند از یک کسى، تعریف کنند از یک چیزى، وقتى تعریف کردند، مردم مى‏فهمند این عیبى دارد که این‌ها تعریف مى‏کنند از او.»

امام خامنه‌ای در سخنرانی 22 آذر، پس از اهانت به عکس امام فرمودند: «چرا هنگامی که سران ظلم و استکبار که مظهر آن امریکا، فرانسه و انگلیس است از آنها حمایت می کنند، متنبه نمی شوند. چرا هنگامی که افراد فاسد فراری و سلطنت طلب و توده ای از آن‌ها حمایت می کنند، به خود نمی‌آیند و متوجه نمی‌شوند که مسیر آن‌ها غلط و اشتباه است؟«

5-      منتظری

امام (ره) در تاریخ 6/1/1368 به منتظری: «از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید»، «از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد. دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند. نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.»، «به قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم.» «شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند.» «اگر اینگونه کارهاتان را ادامه دهید، مسلماً تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم.» (صحیفه‌ی امام، ج21، ص 330)

موسوی خطاب به منتظری می‌نویسد: «مرجع عالی‌قدر حضرت آیت‌الله العظمی منتظری دامه ظله، پیرو حوادث چند ماهه‌ی اخیر بیانیه‌ای ضمیمه از سوی اینجانب صادر شده است. احساس نیازی که همواره برای همفکری و همکاری مرجعیت گران‌قدار و روحانیت متعهد وجود دارد، مرا تشویق کرد تا نسخه‌ای از آن را جهت اخذ راهنمایی تقدیم کنم. امیدوارم مورد اعتنا قرار گیرد.»

6-      فلسطین

طرفداران موسوی در روز قدس که ابتکار امام برای مقابله با رِژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطین بود، اقدام به تجمع و در برخی موارد اغتشاش کردند. شعار اصلی آنان در این تجمعات شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» بود که پیش از روز قدس از طریق سایت وزارت امور خارجه‌ی اسرائیل به زبان فارسی معرفی شده بود.

موسوی در این روز در جمع هواداران خود حاضر شد و همراه آنان در تظاهرات شرکت کرد. در بیانیه‌ی خود نیز از آنان قدردانی کرد و هیچ اظهارنظری در مورد شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و روزه‌خواری علنی توسط طرفدارانش نکرد.

امام خمینی (ره): «روز قدس روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس می‌دانند، و عمل می‌کنند به آنچه باید بکنند. و منافقین، آنهایی که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایی دارند و با اسرائیل، دوستی، در این روز بی‌تفاوت هستند،‌ یا ملتها را نمی‌‌گذارند که تظاهر کنند. (صحیفهی امام، ج9، ص 276) مسلمین، از لبنان و قدس عزیز پشتیبانی نمایند. مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه‌ی مسلمین،‌ بلکه مستضعفین بدانند و از آن نقطه‌ی حساس در مقابل مستکبرین و جهانخواران بایستند،‌ و تا رهایی مظلومان از زیر ستم قدرتمندان از پای ننشینند.» (صحیفهی امام، ج15، ص 62)

7-      نهضت آزادی

در طول تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری موسوی بارها موضع خود نسبت به نهضت آزادی را اینگونه اعلام کرد: «آنها دوستان قدیمی ما هستند که با هم اختلاف سلیقه داریم.» در انتخابات نیز دکتر پیمان وزیری و سحابی علناً از موسوی حمایت کردند و بعد از انتخابات نیز ملی- مذهبی‌ها با صدور چند بیانیه هم‌تراز با حزب مشارکت، مجاهدین انقلاب و ... از موسوی و کروبی حمایت کردند. اما امام (ره) درباره‌ی کسانی که با موسوی اختلاف سلیقه دارند می‌فرمایند: «همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعضی تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمه کشور به گروهی که عقیده خاصی و واقعی به اسلام ناب محمدی (ص) نداشته‌اند اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن به راحتی از میان نمی‌رود. اگر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب در تمامی اصولش و حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی‌کنند. در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا طرفدار جدی وابستگی کشور به آمریکاست»، «آنان نباید رسمیت داشته باشند و باید با قاطعیت با آنان برخورد شود.» «ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده‌ی همکاریشان با آمریکا از لانه‌ی جاسوسی بیرون آمد.» (صحیفه‌ی امام، ج 21، ص 330، 6 فروردین 1368)

8-      تحریم اقتصادی برعلیه ایران

موسوی در طول تبلیغات انتخاباتی و مناظره‌ها شدیدا ار سیاست خارجی دولت دهم انتقاد می‌کرد و اعمال تحریم‌ها را ناشی از عملکرد مطلوب و نادرست دولت می‌دانست. درحالیکه تحریم‌های اقتصادی در زمان دولت ایشان هم وجود داشت و خود ایشان با چنین انتقادهایی روبرو بودند. موسوی در بیانیه 13 می‌نویسد: « اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌کردیم که این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست. اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم.»

اما نظر امام خمینی بسیار متفاوت بود. »من باز می‌گویم، همه مسؤولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی‌تان به خیال خام خودشان بیرون نبرند آرام نخواهند نشست، نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور»، «من قبلاً نیز گفته‌ام، همه توطئه‌های جهانخواران علیه ما، از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره برای این بوده است که ما نگوییم اسلام جوابگوی جامعه است.»، «بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه‌توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می‌دهند و با دلسوزی‌های بی‌مورد و اعتراض‌های کودکانه می‌گویند: جمهوری اسلامی سبب دشمنی‌ها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادی‌شان افتاده است که چه خوب است این سؤال پاسخ داده شود که ملت‌های جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملت ایران در چه زمانی نزد غربی‌ها و شرقی‌ها احترام و اعتبار داشته‌اند که امروز بی‌اعتبار شده‌اند؟ آری اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر(ص) و ائمه معصومین (ع) را با دست‌های خود ویران کند آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی‌فرهنگ به رسمیت بشناسند، ولی در همان حدی که آنها آقا باشند مانوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آن‌ها ولی قیم باشند ما جیره‌خوار و حافظ منافع آن‌ها، نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی بلکه ایرانی که شناسنامه‌اش را آمریکا و شوروی صادر کند؛ ایرانی که ارابه‌ی سیاست آمریکا با شوروی را بکشد و امروز همه مصیبت و عزای آمریکا و شوروی و شرق و غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحت‌الحمایگی آنان خارج شده است که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می‌کند.»

مرتبط:

تضادهای هشت‌گانه موسوی با امام (ره(

پلخمون: پاره‌کردن عکس امام و... ما رأیت الا جمیلاً

الف: درباره توهین به ولایت‏ فقیه در روز 16 آذر

الف: روح سرگردان بدنه و انفعال سران سبز

زمبور: دوروی سکه توهین به حضرت روح الله...

 



نویسنده : سیّد حسن کریمی
تاریخ : ۱۳۸۸/٩/٢٧