انتقاد= امر به معروف و نهی از منکر

ابتدا گمان می‌کردم چند روزه تمام می‌شود. ولی با تجربه ‌ای که از روندهای اداری داشتم خواستم بدبینانه به قضیه نگاه کنم و حدس زدم شاید 6-7 روز زمان ببرد. اما هیچ‌وقت گمان نمی‌کردم بیش از یک ماه طول بکشد!

چند معاینه و اظهار نظر پزشک متخصص لازم بود برای طی مراحل اداری معافیت پزشکی نظام وظیفه. این جریان فقط قسمتی از مراحل معافیت پزشکی بود.

برای این‌که به مشمولان نمی‌توانند اعتماد کنند و ممکن است تقلب شود (که واقعیت این است که اگر اعتماد کنند حتماً تقلب می‌شود!) برای انجام معاینات فقط به یک بیمارستان می‌توان مراجعه کرد. بیمارستان ثامن الأئمه که برخی آن را به نام بیمارستان ناجا می‌شناسند.

ایضاً چون نمی‌توانند به مشمولان اعتماد کنند و ممکن است برخی تمارض کنند و دروغ بگویند. (که واقعاً تمارض وجود دارد و امری خیالی نیست.) هیچ نوع بیمه‌ای از مشمولان پذیرفته نمی‌شود و بایستی هزینهٔ آزاد برای انجام تمامی معاینات، آزمایش‌ها و... پرداخت شود.

خلاصه سرتان را درد نیاورم. بیش از یک ماه، هر چند روز یک بار، یک روز اداری کامل را مرخصی می‌گرفتم و به بیمارستان می‌رفتم. از عمری که تلف شد بگذریم، هر روز به اندازهٔ حداقل حقوق قانون کار یک روز اداری ضرر متحمل شدم و حداقل 200 هزار تومان نیز برای انجام معاینات، آزمایش‌ها، اکو و MRI پرداخت کردم.

از هیچ‌کدام از این‌ها شکایتی نداشتم، چون فکر می‌کردم شکایتم به جایی نمی‌رسد؛ ولی طرز برخورد پرشکان مغرور این بیمارستان (نه همهٔ آن‌ها؛ ولی بیشترشان) برایم قابل تحمل نبود. خودم به درک! بقیهٔ مردم نیز مشکلات مشابه من را داشتند. درک نمی‌کردم چرا هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت؟

می‌دانستم با هر که موضوع را در میان بگذارم، می‌گوید آقا نکن! مگر دیوانه‌ای؟! معافت نمی‌کنند! اعزامت می‌کنند به ناکجاآباد! بنابراین به کسی نگفتم (جز هم‌سرم) و شروع کردم به تایپ کردن نامه که از مشکلاتی که الآن نوشتم چیزی نگفتم. فقط از وضع بد نوبت‌رسانی و برخورد زنندهٔ پزشکان، آن هم با شرح دقیق یک مورد برخورد که به شدت ناراحتم کرده بود؛ نوشتم.

اتفاقاً روز آخر خانمی برای نظرسنجی آمده بود. لحظه‌های آخر، قبل از این‌که نوبتم برسد تا آخرین معاینه انجام بشود، مأمور نظرسنجی به من رسید و فرم نظرسنجی را پر کردم و نامه را هم به او دادم.

پس از حدود یک هفته از نظارت بیمارستان تماس گرفتند و گفتند رئیس بیمارستان دستور داده تحقیق کنیم!

برای امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر کافی است تا واجب بشود. پس بر همهٔ ما واجب است.

ممکن است هزار دلیل بیاورید که آقا فایده‌ای ندارد، اعتراض ما به جایی نمی‌رسد و... ولی من می‌گویم کوتاهی از خود ماست. به خصوص ماحزب‌الهی‌ها!

اگر عامهٔ مردم غری بزنند و انتقادی را به گوش مسئولین نرسانند (به هر دلیلی) اگرچه خوب نیست ولی امری طبیعی است. ولی کسی که ادعای مذهبی بودن و حزب الهی بودن دارد چه‌گونه می‌تواند انتقادی نکند، ناراحتی و ظلم به مردم را ببیند و ساکت بنشیند؟ مگر امر به معروف و نهی از منکر در دین ما واجب نشده؟ چه منکری بالاتر از ظلم به مردم و چه معروفی بالاتر از خدمت‌رسانی بهتر به مردم در جکومت اسلامی؟


Share

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زوج _ آبی

البته ناگفته نمونه که شما از جمله معدود انسان های حزب اللهی مسلمان هستید که تلاش می کنین مفاهیم اسلامی رو توی زندگی و جامعتون پیاده کنین و نسبت به خیلی از مشکلات جامعه حتی کوچک هایش که خیلی ها راحت از کنارش عبور می کنند،احساس مسئولیت کنین و ... . متاسفانه خیلی از افراد تنها به بیان مشکلات بسنده می کنن و خیلی کم پیش میاد که راهکار حل این مشکلات رو هم بگن و یا اینکه اینقدر جدی به دنبال حل این مشکلات بپردازند. الحق و الانصاف نمرتون 20 ه و من به وجود چنین گنجینه ای افتخار می کنم. یاحق

ساقی

خیلی برایم قشنگ بود ایمانتان پایدار

الف م

سلام با اربعین بروزم و منتظر حضورتونم . التماس دعا

الف م

سلام همسنگر با آیینه تمام نمای مهربانی در خدمتتونم . التماس دعا

جنجال یک سکوت

سلام سخنی داریم با وبلاگنویسان ارزشی منت میگذارید اگر دعوتمان را پذیرا باشید

محمدرضا وحیدزاده

سلام برادر اول آنکه چشم‌انداز (یعنی آرمان و هدف) با پیشبینی وضعیت پیش رو تفاوت دارد. البته آنچه من گفتم بیشتر ناظر به رویکرد ادبیات است و نه جایگاه و سطح آن. ممکن است ما در سال‌های آتی به جایگاه رفیعی در ادبیات برسیم. اما تجلی اصلی آن در همان چیزی باشد که من نام غزل انقلاب بر آن نهاده ام. از تذکرتان هم بسیار ممنونم. دوم آنکه به جد معتقدم بسیاری از مشکلاتی که برای جامعه ما پیش آمده به علت دوری از امر به معروف است و آنچه برسرمان می‌آید حقمان است و آن دنیا هم باید جوابگو باشیم. بیشترین وظیفه هم بر گردن ماهایی است که دغدغه دین داریم

جنجال یک سکوت

واجب فراموش شده ... باید به این درک برسیم که ترک امر به معروف به عنوان یک واجب مثل ترک تمام واجبات حرام است ... ! باید به درکش برسیم ... خودم را می گویم که کوتاهی میکنم خیلی جاها ... نرسیدم به درکش ... خدا به راه راست هدایتم کند!

عبدعلی

سلام شما هر کی باشید باز ما شاگرد شماییم ما در قبال شما کوچکیم