موسیقی: سیاه، سفید یا خاکستری؟

1-       اگر مرحوم فارابی فرموده‌اند: «اللحن یرسم بأنه مجموع نغم مختلفه رتبت ترتیباً محدوداً ملائماً» (البته مرحوم صفی‌الدین ارموی صفت «ملائماً» را بر این تعریف اضافه کرده است)، باید توجه کرد که این تعریف هم شامل موسیقی حلال است و هم حرام. به همین دلیل، باید گفت تعریف جامعی است، اما شرع مقدس مُهر مشروعیت بر آن نمی‌زند، بلکه می‌فرماید: «آن‌چه از این آهنگ موجب می‌شود انسان شنونده در حرکت به طرف حقیقت و معشوق مطلق، چهرِ داودی بگیرد از ساکت‌ترین (کوه) ‌تا ناطق‌ترین ناطقان (پرندگان) را همراه خود ببیند؛ آن را تأیید می‌کند.» و در این قسم از موسیقی به کوه و پرندگان دستور هماهنگی هم صادر می‌فرماید؛‌ آن‌جا که می‌فرماید: «یا جبال اوبی ‌مع داود و الطیر».1
پس موسیقی داودی وجود دارد و مورد تأیید قرآن هم است.

2-       در منابع دینی آمده است که در مراسم عروسی حضرت زهرا (س) ‌خانم‌های شرکت‌کننده در مراسم، ضمن این‌که دسته‌جمعی کف می‌زده‌اند (و در بعضی از اخبار همراه کف، دف هم می‌زده‌اند)، این عبارت را می‌خواندند:‌ «بالوفاء والبنین»؛ یعنی ان‌شاءالله زن و شوهری باشید نسبت به یکدیگر باوفا و دارای پسران متعدد.
رسول گرامی اسلام به محتوای شعر اعتراض داشتند و دستور فرمودند به‌جای «والبنین» بخوانید: «والبرکه»؛ یعنی بین دختر و پسر فرق قائل نشوید و به‌جای طلب پسر، مبارکی، میمنت و خوشبختی طلب کنید که در وجود دختران هم مثل پسران وجود دارد، ولی به اصل این آهنگ اعتراض نداشتند.

3-       «حداً» یعنی خواندن خاص و آواز مخصوص برای تشویق قطار شتران به سرعت‌گرفتن در حرکت، و این نغمه و آواز در منظر رسول گرامی اسلام(ص) همواره وجود داشت تا جایی که گاهی باعث سقوط کجاوه از روی شتران می‌شد و رسول گرامی اسلام با تبسم و استعاره می‌فرمودند: «علیکم بالقاروره»؛ یعنی از شیشه‌ها مواظبت کنید که اشاره به این بوده که خانم‌های نشسته در کجاوه، مانند شیشه آسیب‌پذیرند و حداً را آهسته بخوانند. ولی آهنگ «حداً» را ممنوع نفرمودند.

4-        در منابع دینی ما آمده است که عبدالله‌بن‌جعفر، داماد و برادرزاده علی(ع)، زبردست‌ترین آهنگ‌ساز عرب بوده و مهیج‌ترین مارش نظامی را تصنیف می‌کرده است که نظامیان اسلام از شدت تأثیر آن،‌ زره از تن بیرون می‌آورده و خود را عریان بر صف دشمن می‌کوبیده‌اند.

5-       در متون دینی ما آمده است که در هر پنج وقت عبادت، با زیباترین آهنگ اذان بگویید و عبادت را با مقدمه‌ای از آهنگ و نغمة زیبا شروع کنید.

6-       قرآن کریم دستور فرموده است: «و رتل ‌القرآن ترتیلاً» وقتی قرآن می‌خوانید، زیبا بخوانید؛ یعنی آهنگ قرآنی باید آهنگی زیبا باشد.

7-       در متون اسلامی آمده است که صدای قرائت امام سجاد (ع) در نماز به‌حدی زیبا بود که برده‌هایی که زیر مشک آب در حرکت بودند متوقف می‌شدند و به آهنگ قرآن امام سجاد (ع) گوش فرامی‌دادند.

8-       از امام صادق(ع) به این مضمون نقل شده است که: «کل نبی کان حسن‌الصوت»؛ یعنی تمام انبیا دارای صدای زیبا بوده‌اند. و صدای زیبا هم حتماً برای استفاده بوده است.

9-       در منابع دینی آمده است که علی(ع) معادل آهنگ ناقوس به‌عنوان تفسیر نغمه و یا آهنگ ناقوس، متنی ساخته بود و می‌فرمود محتوای کلامی ناقوس این است: «سبحان‌الله، حقاًحقاً، ان‌المولی صمد یبقی، یحلم عنا رفقاًرفقاً، لولا حلمه کنا نشقی، حقاًحقاً، صدقاًصدقاً، ‌یا مولانا لاتهلکنا و تدارکنا، و استخدامنا و استخلصنا، حلمک عنا قد جرانا، یا مولانا عفوک عنا، ان‌الدنیا قد غرتنا، و اشتغلتنا و استهوتنا،‌ و استلهتنا و استغوتنا، یابن‌الدنیا جمعاًجمعاً، یابن‌الدنیا مهلاًمهلاً، یابن‌الدنیا دقاًدقاً، وزناًوزناً، تغنی‌الدنیا قرناًقرناً، ما من یوم عنا، الا تهوی متاً رکناً، قد ضیعنا داراً تبقی، واستوطنا داراً تفنی، تفنی‌الدنیا قرناًقرناً، قرناًقرناً، کلا موتاً کلا موتاً،‌ کلا موتاً کلا دفناً کلا فیها موتاً، نقلاًنقلاً دفناًدفناً، یابن‌الدنیا مهلاًمهلاً، زن ما یاتی وزناًوزناً، لولا جهلی ما ان کانت عندالدنیا الا سبحناً خیراًخیراً، شراًشراً، شیئاًشیئاً حزناًحزناً، ماذا من ذاکم ذا ام ذا هذا،‌ اسناء ترجو تنجو، تخشی تردی،‌ عجل قبل‌‌الموت‌الوزنا، ما من یوم یمضی عنا،‌الا اوهن منا رکناً ان‌المولی قد انذرنا، انا نحشر غرلاً بهماً»2

10-    طبق نقل متون دینی، حضرت زهرای اطهر(س) برای لالایی حضرت امام حسن (ع)، شعری ساخته بوده که هر مصراعش یک اساس‌نامه‌ است.
اشبه اباک یا حسن
و اخلع عن‌الحق‌الرسن
واعبد الهاً ذالمنن
و لاتوال ذهی الاهن
و برای امام حسین (ع) شعر دیگری برای لالایی‌گفتن ساخته بوده است:
انت شبیه بنبی
لست شبیها بعلی

11-    در متون تاریخی آمده است که از امام علی‌(ع) پرسیدند: «چرا پیامبراسلام‌(ص) مانند حضرت موسی(ع) معجزه‌ای چون ید بیضایی، عصای اژدهایی و رفع طور سینایی ندارد؟«
پاسخ داد: «آن معجزه‌ها موقتی و فوری و فوتی بوده، اما رسول‌اسلام(ص) نغمة آسمانی‌ای آورده است بالاتر از ید بیضایی و طور سینایی و عصای موسایی. و قدرت آهنگ و نغمة قرآن در جذب قلوب انسان‌ها تا روز قیامت در حدی است که در هر عصری قدرت جذب معجزة عصای موسی را دارد و قادر است تمام اژدهای هنری، شعری و تصنیفی بشر را تا روز قیامت مقهور خود سازد.»

12-    اکنون بیمارستان‌هایی ساخته شده است صرفاً جهت معالجة بیماران افسرده و موثرترین داروی شناخته‌شده و شفابخش،‌ صدای قرآن آقای شحات مخصوصاً در حین قرائت آیة شریفه:«ان‌الله اصطفی آدم و نوحاً و آل‌ابراهیم و آل‌عمران علی‌العالمین»3 است. و عملاً نغمه‌های آسمانی، دارویی بی‌بدیل و بی‌مشابه است.

13-    در سورة الرحمن برای تمام بشر و در سورة مریم(ع) برای عرب نغمه و آهنگ آسمانی‌ای مستتر است. اگر موسیقی‌دانان جهان موفق به کشف آن بشوند، موفق به درک ایمان‌آوردن هنرمندان جهان به قرآن نیز خواهند بود.

14-    با وجود این‌که این حقیر مختصر مطالعه‌ای دربارة تاریخ موسیقی دارد، اما در هیچ اثری ندیده است که دانشمندان جهان اسلام، مثل علامة حلی- این اعجوبه جهان اسلام که کتابی در علم موسیقی دارد و اکنون در موزة لندن است- و نیز ذوالنون مصری، شبلی، جنید بغدادی، ابوالفرج اصفهانی،‌ سهروردی ‌زنجانی و صفی‌الدین ارموی که خدمات قابل توجهی به علم موسیقی کرده‌اند، اما هیچ‌کدام موفق نشده‌اند کشف کنند که رازِ گریة غیراختیاریِ ناشی از استماع آیة شریفة «33 از سورة آل‌عمران» چیست؟ آیا این گریه، ناشی از تطابق ندای فطرت با آن نغمه است، و یا ناشی از شوق وصال به معشوق اعلاست؟ به‌خاطرِ تأسفِ از مفارقتِ حریم دوست است، یا هیچ‌کدام از این‌ها نیست؟
هنگامی که حسام‌الدین سراج در نغمة موسوم به «نرگس مست» می‌خواند:
‌»
ما را نه غم دوزخ و نی حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده که محتاج لقاییم«
جهانی پیرامون روح خلق می‌شود که با هیچ ابزاری قابل آفرینش نیست؛ جز با ارادة خداوند عزوجل. پس آواز، خالق فضای مناسب برای روح متعالی است و بر ماست که این قبیل آواز داودی را از رویارویی با خطر ابتذال‌و ابتذال‌گرایان حفظ کنیم.

15-    اخیراً در یکی از کشورهای غربی صد مادر حامله را در طول دوران حمل با یک نوع آهنگ و موسیقی به صورت پیوسته و مستمر آشنا ساختند و پس از تولد نوزادان و گذشت سه یا چند سال، آواز مورد استفادة مادران در دوران حمل را همراه با نود و نه آهنگ دیگر برای کودکان پخش کردند و کودکان توانستند آهنگ مورد استفادة مادر خود در دوران حمل را شناسایی کنند. این تجربه نشان می‌دهد نغمه و آواز قبل از فعالیت مشاعر جنین، از طریق روح مادر به جنین منتقل می‌شود.

16-    با توجه به نکتة 15 می‌توان به راز نهفته در میان گوش و جنین پی برد و به این پرسش، اگر چه به‌طور ناقص، پاسخ داد که چرا تمام پستان‌داران لالة گوش دارند، ولی تمام تخم‌گذاران فاقد لالة گوش‌اند. اگر چه لالة گوش، خودِ گوش نیست ولی نمادِ نیاز جنین به شنیدن آواز است(در این‌جا حیوانات دریایی مورد بحث نیستند). وقتی تقدیر شد خفاش تنها پرندة پستان‌دار باشد، اعطای لالة گوش به او نیز در تقدیرش نوشته شد. چنین حیوانی در حیوانیت خود در اندام مادر خود نماد جذب غذای روح دارد که آواز پیرامون است و وقتی در شکم حیوان جنین نیست تخم است و نیازی به جذب آواز نیست.
پس، خفاش اگر کور است و نماد کوری، ولی دارای لالة گوش است. دایناسور بیست و یک متری چون لالة گوش ندارد، شکم او نیز فاقد جنین و دارای تخم چهل کیلویی است. و اگر در قرآن کریم خدا می‌فرماید: «ای پرندگان(ای بی‌گوشان)! شما در آوازخواندن هم تابع آواز داوود باشید!» دارای اسرار زیادی است؛‌ چون داوود هم گوش دارد و هم آواز، ولی پرندگان آواز دارند و گوش ندارند. از این‌رو، داوود در قرآن به‌عنوان خلیفه معرفی شده است و مرغابی بی‌گوش هم‌ردیف با کوه، نماد سکوت و بی‌تفاوتی قرار داده شده‌اند، ولی زیباترین آوازخوانان‌اند.

17-    در متون دینی ما آمده است که وقتی از رسول گرامی اسلام(ص) دربارة نقش شعر پرسیدند، فرمود:«والذی نفس محمد بیده فکانما تنفهمون بالنبل»؛ یعنی به آن‌که جان محمد در دستِ اوست سوگند که هر شعری که برای پاسخ‌دادن به شعر دشمنان سروده شود، چونان تیری ا‌ست که به‌سوی دشمن پرتاب می‌شود.

18-    وقتی از نیل آرمسترانگ پرسیدند در حین ورود به کرة ماه چه دیدی و یا چه احساسی داشتی، پاسخ داد: «صدایی شنیدم شبیه به صدای مأذنه‌های عربستان‌سعودی به وقت عبادت.»
از همین مطلب می‌توان کشف کرد که چرا دین اسلام اصرار دارد که در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپ او اقامه گفته شود. زیرا نغمة‌ اذان صدایِ فطرت است که یک آمریکایی در تنهایی مطلق خود در کرة‌ ماه آن را شنیده یا احساس کرده است.

19-    قرآن کریم در ده مورد فرموده است:«ما شما را در روز قیامت با صور(شیپور) بیدار خواهیم کرد.» و شیپور یکی از آلات‌ موسیقی رزمی و جنگی و جهادی است. باید تأمل شود که چرا خداوند به نفخ صور تأکید دارد؟! حتی در یک مورد به‌جای نفخِ صور «نقر در ناقور» آمده است. این نکته‌ها نشان می‌دهد در این جهان و جهان آخرت و یا برزخ، از آواز خاصی استفاده خواهد شد؛ اگر چه این آواز از نوع آواز ناشی از موج هوا نیست.

20-    نهضت عظیم و ابدی حسینی در سایة مداحی و مرثیه‌سرایی ماندگار شده است و در این مسأله ، موسیقی در قالب تعزیه، روضه و مدح، خدمت بزرگی به نهضت حسینی کرده است و هیچ قشری به اندازة مداحان اهل‌بیت مورد توجه ائمه(ع) نبوده‌اند.


پی‌نوشت:
1- سورة سبأ، آیة 10.
2- بحارالانوار، جلد 40، ص 172.
3- سورة آل‌عمران، آیة 33.
منبع: نیوار، دی‌ماه 1384.

1-       بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از جوانان 1377
هنر مطلوب
هنر را که تولید می کنید و ارائه می دهید ،سعی کنید هنر فاخر باشد ؛ یعنی باید اعتلای هنر مورد نظر باشد ، چون خصوصیت هنر این است که بایستی اعتلا داشته باشد تا آن مقصود که از هنر مطلوب ، مورد نظر است ، به دست بیاید . حالا من در این زمینه از هنر موسیقی مثال می زنم .
در سبزوار پیرمردی بودکه خدا بیامرزدش – که ذاتش موسیقی دان بود و اتفاقا ً یک منبری به همان شهر آمده بود که صدا ی خوش داشت ، منتها « دستگاه » بلد نبود . این پیر مرد می گفت وقتی این آقا خارج می خواند ، مثل این است که که میخ در گوش من فرو می کنند ! خوب ، این چه هنری است ؟ ! مگر انسان آواز می خواند که میخ در گوش مردم کند ؟ ! انسان آوازمی خواند که مردم لذت ببرند ؛ هم لذت ببرند ، هم در سایه این وسیله و ابزار پیام – چون هنر ابزار هم هست – مطلب منتقل شود ؛ اما با این وضع ، منتقل نخواهد شد ؛ وقتی رسا نبود ، منتقل نمی شود ؛ مثل این است که شما کاغذ را به آن تیر کمان های سابق ببندید و آن را پرتاب کنید تا این کاغذ را به مکان برسانید ، که اگر این تیر کج و نتراشیده بود، وسط راه می افتد و آن کاغذ به مقصد نمی رسد. اگر هنر هم این طور بود ؛ بد خواندند، ناشیانه خواندند ،بدون رعایت قواعد هنری خواندند یا بازی کردند یا حرف زدند ، مقصود حاصل نخواهد شد . بنابر این چه نقاشی می کنید ، چه موسیقی اجرا می کنید ، چه نمایشنامه و فیلمنامه می نویسید یا اجرا و بازی می کنید ، چه می خوانید ، باید سعی بر این باشد که بهترین داده شود .

**********************************

2-       بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با نخبگان استان سیستان و بلوچستان1381
خبیث و پلید
مابرای هنر خیلی ارج قائلیم ؛ اما هنر هم مثل همه چیز دیگر – مثل غذا خوردن ، و برآوردن نیازهای غریزی ، جنسی ، غیر جنسی و …. – حرام و حلال دارد . غذا خوردن هم همین طور است . اگر به کسی گفتند غذای حرام نخور ، نباید بگوید شما
نمی گذارید غذا بخوریم ؛ سیر بشویم و از لذیذ طعام بهره مند شویم ؛ نه ، بهره مند بشوید ، اما از حلالش ؛ به این نکته توجه کنید. دنبال آن هنرحلال باشید ؛ هنری که خدای متعال را از ما ناخشنود نکند . آن موسیقی ای که ما را به لهو – لهو یعنی مشغول شدن از آن هدف اصلی ؛ دلبسته شدن به یک چیز فرعی که ما را از اصل دور کند – بکشاند ، آن کلامی که در موسیقی بیایدو جوان را به شهوت رانی ، به هرزگی ، به همان که دشمن ها می خواهند که جوان به او آلوده شود ، سوق دهد ، این می شود حرام. آن شعر و موسیقی ا ی که بنیاد خانواده ها را سست کند ، به دختر داخل خانواده که همسر این جوان است چیزی بیاموزد و به آن پسر چیز بیاموزد که نتیجه این بشود که پیوند میان این ها را از آن حالت چسبندگی ای که اسلام خواسته ( « لتسکنوا الیها » ؛ روم : 21 آن حالت « سکن » ؛ « هن لباس لکم و انتم لباس لهن » بقره : 187 ) خارج کند و به صورت یک چیز تشریفاتی و قانونی محض بی محتوا در بیاورد – چه موسیقی باشد ، چه غیر آن ؛ و به قول معروف عشق های مثلث ، که متأسفانه بعضی از فیلمسازها و بعضی از دستگاه ها ی هنری ما با کمال بی تقوا یی و بی وجدانی این ها را ترویج می کنند – حرام است . حرام یعنی آنی که خبیث است ؛ « ویحرم علیهم الخبائث » ؛ این خبیث و پلید است ، ولو اسمش هنر باشد . به این نکته توجه کنید و مرز بسیار باریک و دشوار آن را بشناسید و بر اساس آن حرکت کنید.
*********************************

3-       بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولین صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 1369
مهیج شهوت ، حرام
یکی از مشکلات ، این مسأله ی موسیقی است که ما بتوانم خط بکشیم و بگویم این جا مرز است ؛ اما من می خواهم بگویم که مصداق های واضح دارد . بین آن ساز و آواز حلال و طیب و طاهر ، با آن ساز و آواز که مکروه و یا حرام است ، خط دقیقی نکشیده ایم که مثلاً بگوییم این یکی ، این مقدارش که بالا رفت ، یا این ساز که اضافه شد ، خراب شد . به این دقت نمی توانیم ؛ اما بالاخره در این طیف وسیع ، دو نقطه وجود دارد که یکی قطعا ً حلال و یکی قطعا ً حرام است . قطعا ً حرام وجود دارد که آن را نباید مصرف کنیم . اگر موسیقیحالا اسمش را موسیقی سنتی بگذارید ، یا موسیقی غیر سنتی – که یکی از دستگاه های معمولی موسیقی خودمان را هم با ساز ساده یی می زند ،اما شعر یک شعر برانگزانندهی مهیج شهوت باشد ، حرام است ، خواننده هر کس می خواهد باشد . آن صدای خوش و سازی که با هم به کار بیفتد ، تا جوانی را فرضا ً به عمل حرام شرعی تحریک کند ، کار حرامی است . موسیقی های تند و محرک خارجی هم ، اشکال دارد.
البته موسیقی هایی هم هست که اشکال ندارد ؛ ولی حالا من نمی توانم نمونه های آنها را مشخصا ً ذکر بکنم .

**********************************

4-       بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار گروه فرهنگ وادب و هنر صدای جمهوری اسلامی 1370
در بهشت این لحن ها بشنودم
در موسیقی ، دو مصداق روشن وجود دارد . یک مصداق حرام قطعی ، یک مصداق حلال قطعی ، بین این دو تا هم ، موارد مشتبه است . حرام قطعی ، آن موسیقی است که انسان را ، آدمی را ، از خود بی خود
می کند ، از حقایق بی خود می کند ، از خدا بی خود می کند و به شهوات سوق می دهد . این ، از نظر اسلام ، حرام است . موسیقی لهو که می گویند ، از ما هم سئوال می کنند ، ما جواب می دهیم موسیقی لهو حرام است ؛ لهو ، یعنی این . « مایلهی عن الله ،ما یلهی عن ذکرالله » ، آن چیزی که انسان را از حقایق عالم غافل می کند . می برد توی عالم توهمات و خیالات و این ها ، این موسیقی ، یا به شهوات می کشاند ، این موسیقی . یعنی موسیقی یی که وقتی ، برای دختر و پسر جوان یا حتی غیر جوان ، نواخته بشود یا عرضه بشود یا خوانده بشود ، موسیقی حالا صوتی مثلا ً ، اورا بکشاند به ملاهی و مناهی و به فساد و شهوات و از آن نزاهت مطلوب اسلام خارج کند ، این حرام است . این می تواند موسیقی سنتی باشد ، می تواند موسیقی غربی باشد ، می تواند موسیقی محلی باشد . آن موسیقی که این خصوصیات را ندارد ، مثلا ً فرض بفرمایید ، یک شعر خوش مضمون را ، یک خواننده خوب ، خوش صدا دارد می خواند ، نوازنده هم می نوازد ، آن مضمون شعر ، این خواننده را به سمت حقایق اسلام و حقایق عرفانی و حقایق زندگیولو خارج از مسایل عرفانی و الهی – نزدیک می کند این قطعا ً اشکال ندارد ؛ حرام نیست . اسلام می خواهد مارا برگرداند به متن زندگی . غافل شدن و غرق شدن و رفتن توی توهمات و پندارها و گیج شدن از حقایق زندگی ، غافل ماندن را اسلام اصلا ً قبول ندارد ، نمی پسندد . لذاست که آن جور موسیقی حتما ً با مسکرات همراه است . این جور موسیقی ، ضد آن است . اصلا ً در دو جهت مقابل است . بیدار کننده است . هوشیار کننده است . « در بهشت ، این لحن ها بشنودم» . در بهشت این ها را شنیده ام ، حالا هم که می شنوم ، احساس شوق می کنند .
***************************

5-       بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم دیدار گروه جنگ صدا و سیمای جمهوری اسلامی 1371
موسیقی به معنای یک هنر
ما دو نوع موسیقی داریم : موسیقی حرام و موسیقی حلال . موسیقی حرام آن موسیقی ای است که ویژه مجالس لهو است . یعنی متناسب با مجالس لهو است . « موسیقی مطرب » متناسب مجالس لهو . یعنی همان که چنانچه از عالم موسیقی بیرون بیایید و آن جلسه را در مقابل شما تصور کنند ، به عنوان یک آدم اهل اندیشه اسلامی یا اهل اندیشه های جدی و غیر اسلامی ، ردش
می کنید . آن موسیقی متناسب با آن جلسه ، حرام است .
گاهی موسیقی ، موسیقی کلام ست .گاهی اوقات می شود که با یک صدای معمولی ، یک شعر حرام را می خوانند . اصلا ً این شعر ، این آهنگ را حرام می کند . چون شعر حرام است . جهتش حرام است . گاهی یک شعر یک آهنگ را حلال می کند . آهنگ معمولی ست ؛ اما می توانست با این آهنگ چیز بد خوانده شود . حالا یک شعر معنوی ، عرفانی ،اخلاقی ، می تواند آن را حلال کند. البته « عرفان » با «عشق » نباید قاطی شود . این طور نیست که هر شعرعشقی ای ، عرفانی باشد .
بعضی خیال می کنند هر شعری که در آن می و معشوق و طره زلف و لب و امثال آن هست ، این دیگر عرفانی است . نه ! شعرهای حافظ هم دو نوع است

/ 1 نظر / 16 بازدید
راسا

اوووووووووف.باباااا[نیشخند]